نرخ ارز و طلا

    در حال بارگذاری ...

نظر سنجی

عملکرد سایت چگونه بوده است ؟

نتایج

Loading ... Loading ...
کد خبر : 8351 تاریخ انتشار: ۲۱ / ۰۱ / ۱۳۹۶ - ۱۷:۱۰
Print This Post Print This Post ذخیره فایل ارسال به دوستان

چرایی؟تشکیل کانون اصلاح طلبان جوان…وقتی تربیت نیروی حزبی در خوزستان با چالش “دفع حداکثری!” روبرو میشود…!

اهواز نو /چرایی تشکیل کانون اصلاح طلبان جوان..؟ وقتی تربیت نیروی حزبی در خوزستان با چالش “دفع حداکثری!” روبرو میشود…! اصلاح طلبان خوزستان سالهاست که بصورت مقطعی و به وقت انتخابات ها گرد هم جمع شده و بلافاصله بعد از حصول نتیجه ای که منفعت آن فقط به یک عده ی خاص بازمیگردد…دوباره حالت انفعال […]

اهواز نو /چرایی تشکیل کانون اصلاح طلبان جوان..؟

وقتی تربیت نیروی حزبی در خوزستان با چالش “دفع حداکثری!” روبرو میشود…!

اصلاح طلبان خوزستان سالهاست که بصورت مقطعی و به وقت انتخابات ها گرد هم جمع شده و بلافاصله بعد از حصول نتیجه ای که منفعت آن فقط به یک عده ی خاص بازمیگردد…دوباره حالت انفعال گرفته و کار حزبی به فراموشی سپرده می شود

در این نوشتار ابتدا به نقش دکتر محمد کیانوش راد در جریان اصلاح طلبی خوزستان نقبی کوتاه می زنیم…

دکتر محمد کیانوش راد بعد از نمایندگی اهواز در سال های ٧۶تا٨٠ تقریبا همه کاره ی اصلاحات در خوزستان شد

اینکه دکتر کیانوش راد خیلی جاها یک تنه بار اصلاحات و احزابی که وجود خارجی نداشتند را در خوزستان و در مقاطعی بر دوش کشید و زحمات بسیار کشید بر کسی پوشیده نیست اما ایشان که این روزها انتقاداتی هرچند تکراری را به اصلاح طلبان فعلی در استان نموده اند گاه خود گره ی کور ماجرا بوده و خود منشأ ایرادات و خرده گیری هایی بوده است که بر دیگران گرفته است

اولین انتقاد وارد بر عملکرد دکتر کیانوش راد تزریق نگاه کاملا سلیقه ای خود بر تمامیت احزاب اصلاح طلبان در خوزستان است

دکتر کیانوش راد بارها اثبات کرده است که انتقادناپذیر نیست و هر انتقادی ولو سازنده را نسبت به خود تخریب پنداشته و منتقدین خود را با واژگانی چون لمپن و نفوذی دیگر جریانات سیاسی و …مورد حمله قرار داده است ولی دکتر کیانوش عزیز آیا یک روزنامه نگار هم تفکر منتقد طریقه ی درست و شیوه صحیح انتقاد کردن را از کجا بیاموزد؟؟

جنابعالی طی سالیان بسیار کار سیاسی…منبع و مرجعی برای تعلیم روش های صحیح انتقاد و نهادینه کردن آن در جامعه تدارک دیده اید؟!

آیا نیروهای جوانی که قبل ترها شما رو چون پدر دوست می داشتند…از شما چه آموختند؟!جز اینکه کار حزبی یعنی أطاعت محض! و گاه بدون منطق

آیا شما جایگاه حزبی را به توان و عرضه و تدبیر و اندیشه دادید؟یا به قول خودتان به سبقه و طول مدت زمان حضور؟!

شما بارها و به وقت اقتضا گفتید سابقون و…ولی در مورد لیست ائتلاف امید دیدیم که سبقه هم به صلاحدید شما لحاظ نشد!دکتر کیانوش راد متاسفانه بنا بر مقتضیات تصمیمات مختلفی میگیرند که این خیلی خوب است! اما پس نقش حزب چه می شود؟!

اگر قرار است که یک نفر فقط تصمیم بگیرد پس فلسفه ی کار حزبی و جمعی و استفاده از خردجمعی چیست؟!

دومین انتقاد بر دکتر کیانوش راد که بعضی منتقدان او را پدرخوانده ی اصلاحات خوزستان می خوانند…اینست که دکتر کیانوش راد را باید پدر ناتنی اصلاحات نامید تا پدرخوانده..!

چرا که هرگز حتی یکبار ندیده ایم که دکتر کیانوش راد اصلاحاتی های منتقد که اغلب هم جوان هستند را پدرانه و با علاقه…فرا بخواند و حرف آنها را مستقیما و از نزدیک بشنود…دکتر کیانوش راد همواره منتقدان کاملا خودی را نیز دفع کرده و با غرور و نخوت با هر آن کس که انتقادی بکند برخورد کرده است…و بارها حتی منکر اصلاح طلب بودن مخالفان هزینه داده ی خود در حزب شده است!! و این در حالی ست که دکتر کیانوش متاسفانه متملقان بدون رزومه و شناسنامه ی حزبی را همواره با آغوش باز پذیرفته و حمایت کرده است

نکته ی دیگر اینکه در خوزستان هرگز فضایی برای تربیت حزبی جوانترها فراهم نگردیده است مثلا اگر جوانی در انتقاد تند روی می کند…آیا این حاصل عدم تربیت حزبی و عدم آموزش حزبی لازم نیست؟! و این نیرو باید جذب و راهنمایی و راهبری شود؟!یا دفع و سرکوب شود؟!

آیا کار حزبی که مرتبا هم توسط راس اصلاح طلبان بر انجام آن تاکید می شود به خودی خود و بدون فرهنگ سازی و آموزش لازم امکان پذیر است؟!

نکته ی دیگر اینکه دایره ی دوستان دکترکیانوش راد به عنوان موثر ترین فرد اصلاحات در خوزستان…همواره و در دو دهه ی اخیر ثابت بوده و ایشان فقط به چند نفر خاص که خود آنها را اخیرا اصلاح طلب و روشنفکر ارگانیک نامیده است اعتماد کرده است و مابقی اصلاح طلبان به دایره ی نزدیکان ایشان راه ندارند و این موضوع باعث دلزدگی و دلسردی جوانان برای انجام کار پرمخاطره ی حزبی گردیده است

نکته ی دیگر اینکه اصلاح طلبان استان و در راس آن دکتر کیانوش راد هر وقت بخواهد و با توجیهاتی که بیشتر به سفسطه شبیهند اصول گرایان را به لیست اصلاحات می آورند(مثل انتخابات مجلس در ایذه) و هروقت هم نخواهد هزار دلیل و بهانه می آورد و اصلاح طلب ترین افراد را از حزب دور و به دشمن تبدیل می کند!

اما نکته ی مهم قضیه اینجاست که دکتر کیانوش راد و نزدیکانش مرتبا دم از ضرورت کار حزبی می زنند اما لیست های حمایتی را از روی قومیت می بندند!!و سهمیه های لیست را از  روی قومیت تعیین می نمایند! به این پارادوکس روشن تشکیل اصلاح طلبان عرب و بختیاری را هم بیفزایید که علنا در قالب شعار حزبی…افکار جدایی طلبی اقوام را در خود مستتر میکند و سبب ایجاد شکاف قومیتی در جامعه ی خوزستان می گردد

متاسفانه در دو دهه ی اخیر جز احزاب تکنفره ی ناکارآمد کاری در حوزه ی اصلاح طلبی در خوزستان صورت نگرفته است و اگر در دفعانی چون سال٧۶ و انتخابات مجلس ٩۴ هم پیروزی های حاصل گشته است متاثر از فضای هیجان انگیزی ست که در کشور و در برهه های مختلف شکل گرفته است و اصلاحات خوزستان کمترین نقش را در آن ایفا نموده اند

آنچه باعث انگیزه ی نگارنده و جمعی از جوانان اصلاح طلب خوزستان برای ” کاج” گردید تمامی موارد ذکرشده به علاوه ی عدم وجود “احزاب واقعی آموزش دیده “در خوزستان است

عارفی دیدم بارش «تننا ها یا هو»…

من قطاری دیدم که سیاست می‌برد و چه خالی می‌رفت…

من قطاری دیدم تخم نیلوفر و آواز قناری می‌برد…

و هواپیمایی که در آن اوج هزاران پایی…

خاک از شیشه آن پیدا بود…

٢١فروردین٩۶/بابک طهماسبی

ارسال دیدگاه