نرخ ارز و طلا

    در حال بارگذاری ...

نظر سنجی

عملکرد سایت چگونه بوده است ؟

نتایج

Loading ... Loading ...
کد خبر : 5780 تاریخ انتشار: ۰۵ / ۱۱ / ۱۳۹۵ - ۱۳:۴۳
Print This Post Print This Post ذخیره فایل ارسال به دوستان

گفت وگو با عبدالمحمد دلپریش ؛ مناطق نفتخیز، مادر شرکت نفت است

عبدالمحمد دلپریش ؛ مناطق نفتخیز، مادر شرکت نفت است   شرکت ملی نفت ایران حتی اگر بخواهد در امور مناطق نفتخیز جنوب مداخله هم کند، سازمان لازم را برای دخالت در امور اجرایی شرکت‌ها را ندارد./ یکی از شاخص‌ترین امتیازهای آسکو این بود که برای تأمین مالی، مشکل زیادی نداشت؛ بخشی از درآمدهای فروش نفت […]

عبدالمحمد دلپریش ؛ مناطق نفتخیز، مادر شرکت نفت است
 
شرکت ملی نفت ایران حتی اگر بخواهد در امور مناطق نفتخیز جنوب مداخله هم کند، سازمان لازم را برای دخالت در امور اجرایی شرکت‌ها را ندارد./ یکی از شاخص‌ترین امتیازهای آسکو این بود که برای تأمین مالی، مشکل زیادی نداشت؛ بخشی از درآمدهای فروش نفت در اختیارش گذاشته می‌شد که امور جاری و پروژه‌هایش را اداره کند/ راهبرد توسعه تدریجی یک میدان، سیاست مناطق نفتخیز جنوب است…

متن پیش رو، اقتباسی از گفت‌وگو با عبدالمحمد دلپریش؛ مدیر سابق برنامه‌ریزی تلفیقی شرکت ملی نفت ایران درباره مناطق نفتخیز جنوب است که آن را در ادامه می‌خوانید.

مناطق نفتخیز جنوب، خاستگاه تولید نفت خام در ایران است؛ کشف نفت در منطقه غرب آسیا برای نخستین بار در این منطقه رقم خورد و به دنبال آن دانش و فناوری هم در این خطه توسعه پیدا کرد؛ با کشف نفت در مناطق نفخیز، ارابه مدرنیسم از دروازه صنعت نفت به ایران وارد شد.

دانش و فناوری در صنعت نفت با اکتشاف میدان‌های جدید در دیگر نقاط جغرافیایی کشور در دریا و خشکی، گسترش یافت و در اقصی نقاط کشور مناطق عملیاتی صنعت نفت رونق گرفت؛ به طوری که مختصات جغرافیای عملیاتی صنعت نفت ایران از شمال تا جنوب و غرب، در دریا و خشکی، بسط یافته است؛ اما با وجود این گستردگی جغرافیایی و توسعه فعالیت شرکت‌های نفتی در سراسر کشور، هنوز هم شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب از نظر کمی و کیفی، در جایگاه نخست را در تولید نفت خام دارد.

مناطق نفتخیز جنوب یک زمانی تولید کننده انحصاری نفت خام در ایران بود، امروز هم با وجود تعدد و تکثر شرکت‌های تولیدکننده نفت خام و افزایش وسعت و طول و عرض مناطق عملیاتی تولید نفت و گاز در کشور، این شرکت اصلی‌ترین و مهمترین تولید کننده نفت خام در ایران به شمار می‌رود و هم‌اکنون از مجموع تولید روزانه حدود چهار میلیون بشکه نفت‌خام ایران، تولید نزدیک به سه میلیون بشکه از این میزان را مناطق نفتخیز جنوب بر عهده دارد، از این رو شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب را می‌توان مادر شرکت ملی نفت ایران به شمار آورد.

شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب در تولید نفت‌خام، هم از نظر کمی و هم از لحاظ کیفی، نقش اول را در صنعت نفت ایران ایفا می‌کند.

*منشأ شکل‌گیری شیوه‌های سازمان‌دهی در ایران
با قاطعیت باید گفت که مجموعه روش‌های کاری، شیوه‌های سازمان‌دهی، مهارت، تکنولوژی تولید نفت و همه ملزومات مربوط به آن از مناطق نفتخیز جنوب سرچشمه گرفته است و در سطح شرکت ملی نفت ایران و دیگر شرکت‌های تابعه بسط و گسترش یافته است.؛ دانش نفت و گاز و علم و روش توسعه میدان‌های نفت و گاز و فرآیندهای اجرای کار هم در همین سیستم شکل گرفته است.

بخش چشمگیری از مقررات پرسنلی که هم‌اکنون بر شرکت ملی نفت ایران حاکم است، در مناطق نفتخیز جنوب شکل گرفته و ایجاد شده و سازمان یافته است و هم‌اکنون این دانش به طور کامل به شرکت ملی نفت ایران منتقل شده است.
توانمندی شرکت مناطق نفتخیز جنوب در مدیریت مخزن ویژه و زبانزد است و همچون این مجموعه در کل کشور وجود ندارد؛ مناطق نفتخیز یک سازمان عظیم و منحصر به فرد مهندسی مخزن دارد و در این زمینه از سابقه غنی، تسهیلات، امکانات (نرم‌افزاری و سخت‌افزاری)، نیروی انسانی توانمند و سیستم‌های پشتیبانی  کنننده زیادی دارد و می تواند حرف نخست را در این حوزه بزند.

بارها پیش آمده است که متخصصان مناطق از مطالعاتی که شرکت‌های خارجی همچون شل، استات اویل و بی‌پی، درباره یک میدان انجام داده بودند، ایراد گرفته‌اند برای تعدیل و اصلاح مطالعات آنها، نظرهای بسیار خوب و مؤثری ارائه داده‌اند.

شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب، برای توسعه میدان‌های نفتی و گازی هم به لحاظ فنی و هم به لحاظ عملیاتی، توانایی لازم را دارد؛ البته روال کار در صنعت نفت به این شکل است که برای اجرای پروژه‌ها پیمانکار می‌گیرند و شرکت‌هایی همچون مناطق نفتخیز نقش کارفرمایی خود را ایفا می‌کنند؛ مناطق نفتخیز، قدرت طراحی، کارفرمایی و نظارت را دارد؛ افزون‌بر آن از یک سازمان اجرایی قدرتمند بهره‌مند است که خدمات پشتیبانی را به خوبی ارائه می‌کند.

بدیهی است که مناطق نفت‌خیز جنوب، دروازه ورود تکنولوژی به کشور بوده است؛ برای مثال نخستین بار رایانه و برخی دیگر از تکنولوژی‌های دنیای مدرن از طریق صنعت نفت به کشور راه یافت؛ دانش سازمان‌دهی، مدیریت پروژه و شیوه‌های آموزش از طریق مناطق نفتخیز به ایران وارد شد و در مجموع تجربه مناطق نفتخیز بود به شرکت‌های نفتی دیگر منتقل شده است. صنعت نفت هم‌اکنون چارچوب محکمی دارد که به یک سازمان‌دهی و نیروی انسانی آموزش دیده متکی است که از یک سیستم پیشرفته آموزشی نشان دارد که هم‌اکنون بسیار توسعه پیدا کرده است.

*ساختار سازمانی
مناطق نفتخیز جنوب از نظر ساختار سازمانی یکی از کامل‌ترین شرکت‌های ایرانی است؛ این شرکت همه ساختارهای لازم برای اینکه یک الگوی کامل از یک شرکت نفتی معظم باشد را دارد؛ در این سازمان معظم ساختارهای مختلف مهندسی، بهره‌برداری، توسعه‌ای، دانشی، پشتیبانی و … به شکل منسجم و توانمندی شکل گرفته است.
در ساختار بهره‌برداری این سازمان عظیم، مجموعه ابزارها و ‌نظام‌های لازم برای راهبری ده‌ها کارخانه بهره‌برداری، نمک‌زدایی، پالایشگاه، تقویت فشار و … وجود دارد.

شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب، سازمانی چابک و پویا دارد که در شاکله آن سازمان‌های زیرمجموعه توانمند و کارآمدی همچون آموزش، خدمات رفاهی، ترابری، مهندسی نفت ایجاد شده است؛ ساختار خدمات رفاهی در مناطق نفتخیز جنوب به مجموعه سازمان‌های عملیاتی زیرمجموعه خدمات مورد نیاز را ارائه می‌کند؛ سازمان ترابری در مجموعه مناطق نفتخیز جنوب بسیار عظیم و منحصر به فرد است که لازمه عملیات بهره‌برداری است؛ در لایه نزدیک به رأس هرم سازمانی مناطق نفتخیز جنوب، یک مغز مهندسی نفت فعالیت و عملیات سازمان را راهبری می‌کند.

در سازمان توسعه‌ای مناطق نفتخیز جنوب، افزون‌بر ۶۰۰ نفر فعالیت می‌کنند که همه نوع پروژه‌ای را اجرا کرده‌اند و درباره فعالیت‌های توسعه‌ای اجرای صفر تا صد یک میدان هم تجربه دارند.

با توجه به گستردگی و وسعت کشورمان و پراکندگی مخزن‌ها و میدان‌های هیدروکربوری در سراسر آن، برای تسهیل و سامان‌دهی به اداره فعالیت‌های مربوط به توسعه و بهره‌برداری، مجموعه میدان‌های نفتی و گازی کشور به چند حوزه جغرافیایی تقسیم‌بندی و مسئولیت هر حوزه به یکی از شرکت‌های زیرمجموعه شرکت ملی نفت ایران واگذار شده است؛ باید توجه داشت که این تقسیم‌بندی‌ها، مصوبه رسمی هیئت مدیره شرکت ملی نفت ایران است.

بر همین اساس، مسئولیت توسعه و بهره‌برداری از میدان‌های غرب رود کارون به شرکت بهره‌برداری نفت و گاز اروندان واگذار شده است و میدان‌هایی همچون آزادگان، یادآوران، جفیر و سوسنگرد در حوزه عملیاتی این شرکت قرار دارند.

لازم به یادآوری است که همه میدان‌های در دست بهره‌برداری در مناطق نفتخیز جنوب، پیش یا پس از پیروزی انقلاب اسلامی از سوی همین مجموعه توسعه داده شده است و بر این اساس توانایی و برتری مناطق نفتخیز در توسعه میدان‌ها و مدیریت آنها تأیید می‌شود.

*توسعه پلکانی میادین
راهبرد توسعه تدریجی یک میدان، سیاست مناطق نفتخیز جنوب است که با احتیاط آن را اجرا می‌کند؛ بر اساس این راهبرد، در ابتدا، تولید زود هنگام از یک میدان آغاز و به دنبال آن اطلاعات و داده‌های مخزن تکمیل می‌شود و سپس برای توسعه کامل آن در فازهای بعدی برنامه‌ریزی می‌شود.

تنها ایرادی که به راهبرد توسعه تدریجی مناطق نفتخیز وجود دارد، طولانی شدن مدت زمان اجرای پروژه است که این در باره طرح‌های بیع متقابل صدق نمی‌کند.

اگر این امکان وجود داشت که بر اساس همین ایده طرح پلکانی توسعه میدان‌های نفتی، درآمدهای حاصل از توسعه تدریجی و تولید و فروش نفت از آنها در اختیار شرکت ملی نفت ایران قرار می‌گرفت، به‌طور قطع راهکار مناسبی برای تأمین اعتبارهای مورد نیاز ادامه توسعه میدان بود، اما قوانین بودجه چنین اجازه‌ای نمی‌دهد.

بر همین اساس با توجه به الزام‌های قانونی، استفاده از شیوه‌های دیگری در توسعه میدان‌های نفتی در کشورمان مرسوم است که انعقاد قرارداد بیع متقابل با پیمانکاران از جمله آنها به شمار می‌رود؛ البته اجرای طرح توسعه یک میدان چه در چارچوب قرارداد بیع متقابل و چه از سوی شرکت ملی نفت ایران با مدیریت یکسان انجام می‌شود.

اجرای طرح‌های توسعه یک میدان هیدروکربوری در چارچوب قرارداد بیع متقابل هزینه بیشتری دارد، چون بر اساس این نوع قرارداد باید هم هزینه‌های تأمین منابع مالی را به پیمانکار پرداخت کرد و هم پاداش اجرای پروژه را. در حالی که اگر سرمایه مورد نیاز توسعه یک میدان را شرکت ملی نفت ایران تأمین کند، آنگاه هزینه‌های تأمین مالی و حق‌الزحمه پرداخت نمی‌شود.

همجنین باید در نظر داشت که افزایش هزینه طرح‌های بیع متقابل فقط برای پرداخت هزینه‌های تأمین مالی و پاداش نیست؛ پیمانکار ریسک بزرگی را تقبل می‌کند و اگر نتواند به تعهدهای خود عمل کند، مبلغی به او پرداخت نمی‌شود، در صورتی که همه هزینه‌های توسعه میدان را از جیب خود پرداخت کرده است.

چون ریسک تولید به گردن پیمانکار قرارداد بیع متقابل است، پس پیمانکار برای پذیرش هزینه‌ها و ریسک تولید، خواهان آن است که برای صفر تا صد توسعه یک میدان خودش برنامه بدهد، در عیر این صورت، طرح را اجرا نمی‌کند.

باید توجه داشت که با یک مدیریت نادرست، هزینه‌های پروژه افزایش می‌یابد و هر زمان تأخیر در اجرای طرح، آن را با عدم‌النفع روبه‌رو می‌کند.

*استقلال مناطق نفتخیز در تصمیم‌گیری‌ها
شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب از جمله شرکت‌های زیرمجموعه شرکت ملی نفت ایران است، اما در تصمیم‌گیری‌های خود مستقل است و اختیارهای لازم را دارد؛ شرکت ملی نفت ایران تنها درباره مسائل کلان صنعت نفت و توسعه میدان‌ها سیاست‌گذاری و تصمیم‌سازی می‌کند و در فعالیت‌های عملیاتی مداخله نمی‌کند؛ تصمیم‌های کلان در حوزه مخازن به عهده شرکت ملی نفت است.

باید توجه داشت که شرکت‌های بهره‌بردار، ابزار دست شرکت ملی نفت ایران برای اجرای سیاست‌های کلان صنعت نفت هستند.

«آسکو» هم به یک شکلی پیمانکار شرکت ملی نفت ایران بود؛ «شرکت خاص خدمات» به «آسکو» شهرت داشت و همچون شرکت‌های تابعه امروزی، مجری سیاست‌های کلان شرکت ملی نفت ایران بود، اما چون شرکت بزرگ و گسترده‌ای بود، در تصمیم‌گیری‌ها برای خود وزنی داشت؛ آن زمان شرکت ملی نفت در برابر «آسکو» ضعیف بود؛ با این حال سیاست‌های کلان شرکت ملی نفت ایران را اجرا می‌کرد. یکی از شاخص‌ترین امتیازهای آسکو این بود که برای تأمین مالی، مشکل زیادی نداشت؛ بخشی از درآمدهای فروش نفت در اختیارش گذاشته می‌شد که امور جاری و پروژه‌هایش را اداره کند.

بر اساس قانون، مخازن متعلق به حکومت است و شرکت ملی نفت ایران تا پیش از تأسیس وزارت نفت به نیابت از حکومت متولی مخازن بود؛ وزارت نفت که تشکیل شد، به نوعی وزارت نفت به نیابت از حکومت متولی مخازن است، اما باز هم شرکت ملی نفت این متولی‌گری را بر عهده دارد. در نتیجه مطابق قانون اساسی نمی‌توان این حاکمیت مخازن را به شرکت‌های خصوصی و شرکت های بهره‌بردار واگذار کرد.

شاید تصور شود که شرکت‌هایی همچون مناطق نفتخیز جنوب استقلال ندارند و در همه امور اجرایی آنها از سوی شرکت ملی نفت ایران مداخله می‌شود؛ اما این طور نیست، شرکت ملی نفت ایران حتی اگر بخواهد در امور شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب مداخله هم کند، سازمان لازم را برای دخالت در امور اجرایی شرکت‌ها را ندارد و چنین هدفی را دنبال نمی‌کند.

مدیریت مخزن و تصمیم‌گیری در باره آن و طراحی و یا ارائه پیشنهاد برای توسعه مخزن از طرف خود شرکت‌ها انجام می‌شود و شرکت ملی نفت ایران تنها آن را تأیید می‌کند، پس مدیریت مخزن به‌طور کامل از سوی شرکت‌های زیرمجموعه شرکت ملی نفت ایران انجام می‌شود و شرکت ملی نفت فقط نظارت کلان دارد و منابع مالی لازم برای توسعه مخزن‌ها را تأمین می‌کند.

*لزوم راه‌اندازی دوباره آموزشگاه‌های فنی
شاید بخش چشمگیری از همکاران در مناطق نفتخیز جنوب بر این باور باشند که وجود هنرستان‌ها و آموزشکده‌های فنی صنعت نفت و فعال کردن دوباره آنها ضروری است؛ اما بنده چنین نظری ندارم، زیرا هم‌اکنون کشورمان در این سطح بسیار توانمند و غنی شده و دیگر به آموزشکده‌های فنی صنعت نفت نیازی نیست.

باید توجه داشت که ایران امروز با پیش از پیروزی انقلاب اسلامی بسیار متفاوت است؛ پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، این همه آموزشکده و دانشگاه وجود نداشت، از این رو شرکت ملی نفت ایران مجبور بود که خودش سیستم‌های آموزشی را تدارک ببیند، اما هم‌اکنون آموزش در کشورمان بسیار توسعه پیدا کرده است؛ پیش‌تر، آموزشکده‌های فنی و هنرستان‌ها و در سطح بالاتر دانشگاه نفت فعال بودند، اما هم‌اکنون با توجه به تعدد دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی دیگر به فعالیت آموزشکده‌ها و هنرستان‌های فنی صنعت نفت نیاز نیست.

ارسال دیدگاه

logo-samandehi