نرخ ارز و طلا

    در حال بارگذاری ...

نظر سنجی

عملکرد سایت چگونه بوده است ؟

نتایج

Loading ... Loading ...
کد خبر : 16358 تاریخ انتشار: ۲۵ / ۰۵ / ۱۳۹۷ - ۹:۱۵
Print This Post Print This Post ذخیره فایل ارسال به دوستان

نغمه خاک در هوای طوفان

زاهدان اهوازنو- وضعیت نامساعد جوی در شمال سیستان و بلوچستان و طوفان همراه با گرد و خاک شدید زندگی را به کام خشکیده مردم این منطقه تلخ و شرایط را غیرقابل تحمل کرده است. رقص ناموزون شاخه های گز در تند بادهای همراه با گرد و خاک صدای های و هویی عجیب و بهت آوری […]

زاهدان اهوازنو- وضعیت نامساعد جوی در شمال سیستان و بلوچستان و طوفان همراه با گرد و خاک شدید زندگی را به کام خشکیده مردم این منطقه تلخ و شرایط را غیرقابل تحمل کرده است.

رقص ناموزون شاخه های گز در تند بادهای همراه با گرد و خاک صدای های و هویی عجیب و بهت آوری را به گوش می رساند.
زخمه های باد بر تن خشکزارهای سیستان رنج و مشقت را به همراه داشته و در دل هامون خشکیده بی آب و علف رعشه ای از جنس حسرت وجود دارد، رعشه ای که با هر بار لرزش، خاک های بستر یخ زده از عطش را به کاروان طوفان می سپرد تا در تن و جان و زندگی مردم جای بگیرند که اینگونه است سفر خاک، عطش، گرما و طوفان.
هامون روزی منشا تمام زیبایی های سیستان و بلوچستان بود و این منطقه نیز نگینی بر انگشتر زیبایی ها و طبیعت بی آلایش و پاک جنوب شرق کشور که به دلیل داشتن آب شیرین در دریاچه و هوای مطبوع زیستگاه پرندگان مهاجر و بسیاری از گونه های جانوری محسوب می شد.
سیستان بود و یکپارچه آبادی، سرسبز، گندمزار و پر از تکاپوی مردم؛ بادهای ۱۲۰ روزه همچون تهویه هوای خنک و مطبوع تمام منطقه و مناطق مجاور را معتدل می کرد و شب ها صدای جیرجیرک و نغمه شب پره ها دشت را فرا می گرفت؛ اما اینک از سیستان جز نامی بر روی نقشه باقی نمانده و شرایط لطیف گذشته به شرایطی سخت و شکننده تبدیل شده است.
اینک بادهای معتدلگر به قاتلان بی رحمی تبدیل شده اند که دست پر گرد و خاک خود را بر گلوی تشنه مردم منطقه فشرده و با چشم های سرخ از حدقه بیرون زده خود در چشم ضعیف و کم سوی ساکنان سیستان خیره شده اند.
منطقه سیستان حدود ۲۰ سال قبل پس از اینکه افغانستان مسیر طبیعی آب را مسدود کرد رنگ تلخ خشکسالی را چشید و در طول تمام سال هایی که گذشت شرایط در آن سخت و نفسگیر شد.

علت گرد و خاک شدید در سیستان
متاسفانه از حدود ۲۰ سال قبل با تغییرات ایجاد شده در وضعیت جوی، ایجاد سدها و بندهای مختلف در مسیر رودخانه هیرمند، توسعه اراضی زیر کشت خشخاش در افغانستان و بستن دریچه های سد کجکی در حدود ۸۰۰ کیلومتری مرز ایران در ولایت هلمند، مسیر طبیعی آب مسدود و پدیده خشکسالی بر مناطق پائین دست این رودخانه در کشور افغانستان و ایران غالب شد. 
پس از اینکه آب هامون بطور کامل خشکید و در دل آن تنها ترک های خشکیده بجای ماند، وزش باد های ۱۲۰ روزه که همزاد با پیدایش این منطقه هستند سبب شد تا بجای هوای مطبوع، ذرات گرد و خاک و شن از هامون به نواحی اطراف حرکت کند به طوری که با هر وزش باد در این منطقه طوفانی شدید و به قول مردم بومی منطقه طوفان «سرخ و سوز» (سرخ و سبز) ایجاد می شود.
در هوای گرگ و میش طوفانی که تنها فاصله های نزدیک دیده می شود مردی با لباس محلی راه می رود، طوفان لباس های گشاد او را باد باد می زند و حرکت پارچه های لباسش از نزدیک به خوبی پیداست، پیرمرد سر و صورت خود را با شال بسته و تنها چشمانش پیداست، باد شدید است و ذرات گرد و خاک همچون گلوله های ریز به تن و بدن انسان اصابت می کند.
چند نان در دست دارد و آنها را محکم گرفته تا طعمه باد نشوند، او که نامش حسین محمد ذورقی است می گوید: باد و گرما در زابل همیشه وجود داشته اما قبل از خشکی هامون شرایط این چنین سخت و خشن نبود.
وی ادامه می دهد که درست چند سال بعد از قطع شریان آب هیرمند هر نسیم اندکی از باد همراه با گرد و خاک بود به طوری که قبلا چنین پدیده ای وجود نداشت.
وی افزود: مردم گمان می کردند بالاخره این شرایط بهتر خواهد شد اما سال به سال شرایط بدتر و شکننده تر می شود به طوری که اینک در هنگام طوفان چشم چشم را نمی بیند.
ذورقی تصریح کرد: معمولا هنگامی که حق آبه در سیستان جریان می یابد و یا سیلابها بصورت دشتمال وارد منطقه و دریاچه می شود، وضعیت هوا بهتر و گرد و خاک نیز کمتر می شود.
وی خاطرنشان کرد: امسال هیچ آبی به دریاچه و زمین های زراعی نرسیده و این امر سبب شده تا طوفان ها از همیشه خشن تر و سهمگین تر باشند.
وی بیان کرد: در این شرایط نمی توان از کولر آبی استفاده کرد و بسیاری از مغازه ها و کسب و کارها تعطیلند و حتی نان به سختی پیدا می شود.
البته چرای بی رویه دام در بستر هامون و از بین رفتن پوشش گیاهی و نیز برداشت غیر قانونی شن از کف این تالاب و هم چنین رفت و آمد دامها و خودروهای حامل کالاهای قاچاق، بستر این دریاچه را به منبع و کانون گرد و غبار تبدیل کرده تا مردم را از خانه و کاشانه شان فراری دهد. 
یکی از کامیونداران شهرستان زابل نیز که مایل به معرفی خود نبود، به خبرنگار ایرنا گفت: شن های شسته ای که باید از کارخانه ها خریداری شود بسیار گران و کم مشتری هستند. 
وی افزود: معمولا شن ها را شبانه از کف دریاچه جمع آوری و بارگیری می کنیم که هم از لحاظ قیمت مناسب تر است و هم مشتری بیشتری دارد. 
وی ادامه داد: هر شب از ساعت ۲ تا ۳ بامداد به همراه دو کارگر که مسیر دریاچه را به خوبی می شناسند به بستر خشکیده دریاچه می رویم و پس از یک ساعت بارگیری، صبح شن ها را برای فروش به بازار می رسانیم.
خشکی هامون به دلیل ایجاد سد در کشور افغانستان بوجود آمد اما طوفان ها و گرد و غبار بر نواحی اطراف هامون در افغانستان نیز بی تاثیر نیست و مردم این بخش ها در افغانستان نیز مشکلات مشابه با سیستان را دارند.

شرایط شکننده و راه حل هایی که عملی نمی شود
این شرایط منطقه سیستان را به یکی از کانون های بیماری های تنفسی بخصوص بیماری سل تبدیل کرده است و حدود ۲۰ سال نیز از این شرایط می گذرد اما باز هم شاهد وقوع چنین طوفان هایی به همراه گرد و غبار هستیم و این امر موجب نارضایتی مردم شده است.
یک جوان سیستانی نیز درهمین ارتباط به خبرنگار ایرنا گفت: هر سال در ایام تابستان و نیز سایر ایام سال طوفان های شن و گرد و خاک وجود دارد و گویا قرار نیست هرگز این شرایط سامان یابد.
وی افزود: اگر هر سال از زمان وقوع خشکسالی تنها چند متر از بستر هامون احیا می شد هم اینک هیچ خاکی از هامون بر نمی خواست.
وی اظهار داشت: باید از مسئولان پرسید ایجاد کمربند های سبز برای مقابله با طوفان چه شد؟ طرح های آبیاری از طریق لوله و هزاران طرحی که بودجه آن دریافت شد و به جایی نرسید چه شد؟ احیای تالاب هامون به کجا رسید؟ مذاکره با افغانستان چه شد؟
این جوان سیستانی ادامه داد: سیستان مرکز بیماری های تنفسی و چشمی شده است و این وضعیت سال های سال ادامه خواهد داشت.
وی خاطرنشان کرد: با ادامه وضعیت کنونی و نیز خشکسالی مفرط و نبود درآمد کافی و هزینه های بالای زندگی در این منطقه به زودی سیستان خالی از سکنه خواهد شد.
در سال های قبل بسیاری از مردم منطقه سیستان به دلیل نبود درآمد کافی و شرایط شکننده جوی ترک خانمان کرده و به سایر نقاط کشور مهاجرت کرده اند، گرچه مسئولان معتقدند تلاش خود را در زمینه بهبود شرایط انجام داده اند اما مردم نظر متفاوتی دارند.
فرماندار شهرستان هیرمند در شمال سیستان و بلوچستان در این باره گفت: با اقدامات سازمان منابع طبیعی برای تثبیت شن های روان و ایجاد پوشش گیاهی و آب گیری اندک در سال های قبل تالاب هامون مشکل شن های روان تا حدی رفع شده و میزان این شن های روان کاهش داشته است. 
محمد علی پیری افزود: برای جلو گیری از این پدیده همکاری تمام ارگان ها و مردم لازم است. 
مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری سیستان و بلوچستان نیز چندی قبل در گفت و گویی اظهار داشت: بر اساس مصوبه سفر ریاست محترم جمهوری و کمک استاندار، چهار میلیارد تومان برای تثبیت شن های روان استان تخصیص یافت.
عبدالباسط پاکزاد اظهار داشت: مشارکت مردمی به عنوان یک حلقه مفقوده در عرصه های منابع طبیعی استان محسوب می شود و بر این اساس تمام سعی و تلاش ما مشارکت گیری از مردم در راستای حفاظت و توسعه این اراضی است.
این در حالی است که با هربار طوفان در سیستان تعداد زیادی از مردم روانه بیمارستان می شوند.
مدیرکل دفتر مدیریت بحران استانداری سیستان و بلوچستان نیز به خبرنگار ایرنا گفت: ۴۶۵ نفر از مردم منطقه سیستان در شمال این استان به دلیل مشکلات تنفسی ناشی از توفان و گرد و خاک در سه روز گذشته روانه بیمارستان ها و مراکز درمانی شدند.
عبدالرحمن شهنوازی اظهار داشت: این افراد به دلیل عوارض تنفسی، چشمی و قلبی ناشی از توفان به بیمارستان ها، مراکز درمانی و پایگاه های اورژانس مراجعه کردند.
وی ادامه داد: ۸۶ نفر از این افراد بستری و بقیه به صورت سرپایی درمان شدند.
مدیرکل دفتر مدیریت بحران استانداری سیستان و بلوچستان تصریح کرد: با توجه به خشک بودن تالاب هامون و در نتیجه بروز پدیده توفان و گرد و خاک همواره مردم منطقه سیستان به دلیل مشکلات مختلف که عمده ترین آنها تنفسی و چشمی است به مراکز بهداشتی درمانی و بیمارستان ها مراجعه می کنند.
از این دست سخنان درباره سیستان بسیار است اما مردم تنها افرادی هستند که این سختی را با جان و پوست و استخوان خود احساس می کنند و در شرایط نامناسب آب و هوای کنونی مجبور به ادامه زندگی در این منطقه هستند و باید تا پیش از اینکه تنگه احد کشور خالی از سکنه شود برای مظلومیت و محجوریت این مردم اقدامات سریع و علمی اتخاذ شود، زیرا درصورت نبود مردم در بخشی از کشور به عنوان مرزبانان واقعی تهدیدات بسیاری به سایر مناطق مرکزی کشور وارد شود.

یک فرد مطلع چندی پیش می گفت که بجای هر مرزنشین مهاجرت کرده از روستاهای مرزی باید بیش از ۲۰ نیروی نظامی را در مرز مستقر کرد.
حال اگر این آمار ۲۰ نفر اغراق باشد، حداقل بجای یک نفر مرزنشین مهاجرت کرده بایستی بیش از ۱۰ نفر نیروی نظامی یا انتظامی در مرز مستقر شود تا بتوانند امنیت را تامین کنند.

ارسال دیدگاه

logo-samandehi