نرخ ارز و طلا

    در حال بارگذاری ...

نظر سنجی

عملکرد سایت چگونه بوده است ؟

نتایج

Loading ... Loading ...
کد خبر : 12193 تاریخ انتشار: ۰۶ / ۰۷ / ۱۳۹۶ - ۸:۰۵
Print This Post Print This Post ذخیره فایل ارسال به دوستان

مسجدسلیمانی های نفت…قدرتمند اما چون خود شهر تنها!

#اهوازنو وقتی نفت در اولین ساعات یک روز شاید پاییزی از دل زمین های بختیاری در مسجدسلیمان فوران کرد…تصاویر موجود می گویندجویندگان نفت آن لحظه ی تاریخی را به رقص و پایکوبی پرداختند…”شاید این لحظه تنها لحظه ای باشد در تاریخ نفت که #مسجدسلیمانی_ها بخاطر وجود نفت خوشحال شده و پایکوبی کرده باشند…! از آن […]

#اهوازنو

وقتی نفت در اولین ساعات یک روز شاید پاییزی از دل زمین های بختیاری در مسجدسلیمان فوران کرد…تصاویر موجود می گویندجویندگان نفت آن لحظه ی تاریخی را به رقص و پایکوبی پرداختند…”شاید این لحظه تنها لحظه ای باشد در تاریخ نفت که #مسجدسلیمانی_ها بخاطر وجود نفت خوشحال شده و پایکوبی کرده باشند…!

از آن پس هرچه بود نکبت و بیچارگی بود برای مردم آن شهر…و خوشی؛شادی و رفاه بود برای هر غریبه ای که به نفت آمد
بعد از ملی شدن نفت اما کارگران شرکت نفتی شهر که چند کلاسی سواد داشتند با فرستادن فرزندان خود به خارج از کشور نسلی از مدیران تحصیل کرده ی شهر را رقم زده و ساختند که کم کم در مدیریت نفت وارد شده و مدیریت نفت را در مقاطع مختلف بدست گرفتند
اما مسجدسلیمان این”مام غمگین نفت” هر روز متروک تر و فقیر تر شد…
شاید مردم شهر به نفرین دیوها و #آلازنگی_های قصه ی مادران بختیاری گرفتار شده بودند که حالا جای حرم داغ نفسهایشان را “یس یس” و “لفت و رایت” های مدیران جوان و شیک پوش خارج رفته ی بختیاری گرفته بود

#مسجدسلیمان اما روز به روز متروک تر و مردمانش گرسنه تر و بدبخت ترشدند نفت اگر چه برای همه ی کشور هم نان چرب داشت و هم آب گوارا…اما برای بچه های شهر جز راه رفتن با حالتی نامتعادل روی لوله های قطور و سیاه نفت و افتادن گاه و بیگاه و دست و پاهایی که شکست حاصلی نداشت

اما درد کهنه و زخم مأسور شهر چیست؟
کمبود امکانات؟
کمبودبودجه؟
کمبود تعصب؟
کمبود مردانی عاشق شاید..؟

مشکل اما واضح و مشخص است…اینهمه جلسه ی هم اندیشی و همفکری بی حاصل چرا…؟!

مشکل اصلی و درمان ناپذیر”عدم اتحاد و یکدستی بچه های مسجدسلیمان موجود در نفت” است
متاسفانه فقط و فقط مشکل همینست…
“مسجدسلیمانی ها اتحادناپذیرند…و از گلوی هم پایین نمی روند…!”
درد اینجاست…
و مرگ اینجاست…

دقیقا در دوره ای که سه مسجدسلیمانی مدیریت سه شرکت بزرگ نفتی کشور را در دست داشتند تیم#نفت_مسجدسلیمان بخاطر کمبود بودجه! از لیگ برتر به دسته ی یک سقوط کرد
تیمی که لااقل هفته ای یک روز مردمان شهر مرده و خاموش را به جوش و خروش و شادی می آورد…
حالا شهر دوباره خموش و متروک شده و حتی صدای گنجشکی بر درختی شنیده نمی شود…
متاسفانه مردم مسجدسلیمان سالهاست که تعصب و عشق به شهر را در”MIS”
پشت شیشه های ماشین هایشان مدفون و محدود کرده اند
و ساختن شهری که هر روز بیشتر به سمت اضمحلال می رود با نوشتن این ام آی اس های بی سرانجام به سرانجام نمی رسد
#مسجدسلیمانی_ها اتحاد ناپذیر شده اند و به جای دوست داشتن و عشق ورزیدنی؛که بین بچه های تمام شهرهای آباد مانند اصفهان؛تبریز و حتی دزفول و بهبهان رایج است به ساخت کلونی های کوچک و عداوت آشکار با هم می پردازند

به این نام ها دقت کنید”بیژن عالی پور؛مهرزاد شکیب؛رامین حاتمی؛ابراهیم منصورنژاد؛مراد کمالی؛خداداد آبروش؛سعید حافظی؛فرخ و محمدرضای ناصری کریموند؛صلبعلی کریمی؛دلاور سلجوقی؛حمید بورد؛جهانگیر پورهنگ؛قباد ناصری و…”
هرکدام به تنهایی توانسته اند منشأ تاثیرات و تغییراتی باشند اما آیا هرگز توانسته اند متحد شده و پشتیبان و یار و وفادار هم باشند؟!
#مسجدسلیمانی_هادرنفت اگر متحد و همدل باشند کافی است که تا ده نسل از مسجدسلیمان برقرار و پویا باشند و شهر هم ظرف کوتاه ترین زمان ممکن ساخته و آباد خواهد شد
اما هرگز بزرگان نفت نتوانسته اند به یک وفاق و همدلی که در مدیران شهرهای دیگر وجود دارد دست یابند
متاسفانه توان و انرژی که می توانست صرف برادری ها و حمایت های خالصانه از همدیگر شود صرف حذف یکدیگر و زدن همدیگر شد و #مسجدسلیمانی_ها در نفت چون دانه های یک تسبیح ارزشمند اما بریده شده پراکنده و متشتت گردیده اند
هیچ میلی به همگرایی نیست! هرکس ساز خود را می زند همه میخواهند جای برادران خود را بگیرند و انگار که عشق و علاقه در قلب #مسجدسلیمانی_های_نفت مرده است

در نفت اما بارها تک ستاره های همشهری سو سو زده اند و شهاب وار گذشته اند اما با این وضع موجود روزی مدیران#مسجدسلیمانی نیز چون نفت آن به انتها و آخر خط خواهند رسید و چیزی جز افسوس و ایکاش…برای نسل آینده ی شهر نخواهد ماند

و تاریخ خواهد نوشت نسل#مدیران_قدرتمند_مسجدسلیمانی منقرض گردید! شاید که آنها به نفرین دیوها و #آلازنگی هایی که با پیدایش نفت آرامش شان در دل سیاهچال ها بهم خورد گرفتار شدند و یا شاید هم چون #دایناسورهای عظیم الجثه اسیر عصر یخبندان و تنهایی گردیدند..!

#بابک_طهماسبی

ارسال دیدگاه