نظر سنجی

عملکرد سایت چگونه بوده است ؟

نتایج

Loading ... Loading ...
کد خبر : 17656 تاریخ انتشار: ۲۱ / ۱۱ / ۱۳۹۷ - ۸:۲۲
Print This Post Print This Post ذخیره فایل ارسال به دوستان

علت علاقه ی وافر مهندس سیدعبدالله موسوی به خانواده های شهدا چیست؟

سید عبدالله موسوی علت علاقه ی وافر مهندس سیدعبدالله موسوی به خانواده های شهدا چیست؟ سوالی که بارها توسط پرسنل شرکت هایی که تحت مدیریت او بودند پرسیده شد که علت علاقه ی بی مثال مهندس سیدعبدالله موسوی به فرزندان شاهد و خانواده های شهدا چیست؟ به تکبیر آن دم که دم می زدند سکوت […]

سید عبدالله موسوی

علت علاقه ی وافر مهندس سیدعبدالله موسوی به خانواده های شهدا چیست؟

سوالی که بارها توسط پرسنل شرکت هایی که تحت مدیریت او بودند پرسیده شد که علت علاقه ی بی مثال مهندس سیدعبدالله موسوی به فرزندان شاهد و خانواده های شهدا چیست؟

به تکبیر آن دم که دم می زدند

سکوت زمان را به هم می زدند

شب عاشقی را رقم می زدند

همانان که بر مین قدم می زدند

از آنان که تنها پلاکی به جاست

کمی استخوان، مشت خاکی به جاست…


مهندس سید عبدالله موسوی خود از جانبازان‌ صبور جنگ تحمیلی و برادر دو شهید جوان و برومند است و خود داغ دو برادر رشید و برومند دیده است
ایشان همچنین یک برادر جانباز دیگر هم به نام سید حبیب الله دارند که بعد از ۵ سال حضور در جبهه به افتخار جانبازی نائل آمدند و یادگار دیگری از دفاع مقدس است


علاقه ی ایشان به فرزندان شاهد و خانواده های معظم شهدا همواره زبانزد عام و خاص بوده و این موضوع ما را بر آن داشت تا علت را جویا شویم خود مهندس موسوی که همواره از توضیح در این خصوص خودداری کرده است و معتقد است که همه ی ما باید بدون چشمداشت خاک وطن را سرمه و توتیای چشم کرده و با تمام جان و توان خود در راه حفظ و آبادانی ایران عزیز بکوشیم
مهندس سیدعبدالله موسوی بعد از دفاع مقدس نیز با حضور در جهاد در سنگر صنعت و تولید و کسب تخصص در نفت به عنوان یک متخصص و کار آفرین به خدمت پرداخت و در حال حاضر در شرکت ملی حفاری ایران مشغول فعالیت است

از دو برادر شهید مهندس موسوی یکی به نام سید نعمت الله که در عملیات والفجر مقدماتی به درجه رفیع جاویدالاثری نائل آمدند و بعد از ١٨ سال پیکر پاک ایشان به خاک وطن بازگردانده شد
و برادر دیگر ایشان سید محمد نیز در عملیات فاو به درجه رفیع شهادت نائل آمد
١٨ بهمن سالگرد شهادت شهید سید نعمت الله موسوی بود به همین جهت فرازهایی از زندگی شهید را به
حضورتان تقدیم می نمایم

شهید سید نعمت‌اله موسوی در یازدهم دی ماه سال ۱۳۴۴ در چله سرد زمستان در شهر آغاجاری قدم به سرای خاکی نهاد، با تولدش گرمی و حرارت ویژه‌ای سرای سید نوراله را فرا گرفت. او به عنوان فرزند پنجم خانواده دل‌خوشی‌های خانواده را دوچندان نمود. سرای ساده و با تمکین و احترام سید نوراله، روح شهید سید نعمت‌اله را از همان کودکی بزرگ و خداجو پرورش داد.

وی تحصیلات ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان را در شهر زادگاهش آغاجاری پشت سر گذاشت، او تا سال سوم دبیرستان دوره تحصیلی خود را ادامه داد اما با شروع جنگ تحمیلی به دلیل تکلیف انجام فریضه‌ای واجب‌تر که دفاع از حریم دین و ولایت بود، درس و قیل و قال مدرسه را رها نمود و به سوی جبهه‌های نبرد شتافت تا از کیان ایران اسلامی و انقلاب اسلامی دفاع نماید.

شهید سید نعمت‌اله موسوی در عملیات‌های رمضان و بیت‌المقدس جانانه با دشمن تا بن دندان مسلح بعثی جنگیده و از خودگذشتگی و ایثار نمود.

خصلت اهمیت به نماز و اقامه نمازجماعت در سید نعمت‌اله تبلور و جلوه خاصی داشت، روح بلند او در وصیت نامه‌اش به خانواده نمایان است؛ هنگامی که گفت: اگر خبر شهادت مرا شنیدید، همانند امام خمینی(ره) که با شنیدن شهادت فرزندش سید مصطفی سریع گفتند: «انّا لله و انّا الیه راجعون»، خانواده نیز همینگونه عمل کنند و رهرو شهدا باشند. هر قطره خون شهید دارای معنا و پیامی است و پیام من، پیروی از رهنمود‌های ولایت فقیه است، که اگر عمل نکنید به خون تمامی شهدا خیانت کرده و در آخرت باید جوابگوی هزاران شهید باشید.

شهید سید نعمت‌اله موسوی در شب ۶۱/۱۱/۱۸ به همراه گروه خط‌شکن شهدا در عملیات والفجرمقدماتی در منطقه شیب‌میسان، دلاورانه و با شجاعت با وجود همه موانع صعب‌العبور دشمن، جنگید و با تحمل زخم و جراحت از گلوله‌های دشمن در خاک‌های رملی شیب‌میسان با لبانی تشنه همچون مولایش امام حسین(ع)، روحش آسمانی شد و به همرزمان شهیدش پیوست تا میزبان برادر شهیدش سید محمد موسوی در آینده‌ای نه چندان دور باشد.

پیکر پاک شهید سید نعمت‌اله موسوی پس از ۱۲ سال انتظار و پس از تفحص در تاریخ ۷۳/۱/۲۷ در گلزار شهدای آغاجاری با بدرقه مردم شهید پرور به خاک سپرده شد. راهش پر رهرو باد.

برگزیده‌ وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحیم

شهادت می دهم که: «أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلاَّ الله وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسوُلُ الله وَ أَشْهَدُ أَنَّ عَلِیّاً وَلِیُّ الله.»

{ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلَىٰ تِجَارَهٍ تُنجِیکُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِیمٍ * تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِکُمْ وَأَنفُسِکُمْ ذَٰلِکُمْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ } (الصف / ۱۰ و ۱۱)

«ای اهل ایمان، آیا شما را به تجارتی سودمند که شما را از عذاب دردناک آخرت نجات بخشد، دلالت کنم. * به خدا و رسولش ایمان بیاورید و در راه خدا با اموالتان و جانتان بجنگید. این برای شما بهتر است، اگر دانا باشید.»

شهادت دعوتی است بسوی نسل‌ها که وقتی جبهه حق خلع می‌شود راه سوم را در بر می‌گیرد که اگر می‌توانی بمیران و اگر نمی‌توانی بمیر.

خط سرخ شهادت، خط آل محمد(ص) و علی(ع) است و این افتخار از خاندان نبوّت و ولایت به ذریّه طیّبه آن بزرگوار و به پیروان خط آنان به ارث می‌رسد.

اینک که توانستم شهادت را همانند عزیزترین چیز در بر گیرم و روحم از جسم مادی که از بین رفتنی است، جدا و در بالای سرم قرار گیرد، دلم می خواهد که وقتی خبر شهادتم را به پدرم می دهند، همانند امام عزیزکه وقتی خبر شهادت حاج آقا مصطفی را به ایشان می‌دهند بطور سریع می‌گوید: « انّا لله و انّا الیه راجعون »، همین عکس‌العمل را هم پدرم انجام دهد، آن موقع است که قلبم آرام و آرام تر می‌گردد. پس ای خداوند کریم و دانا، به پدرم و اهل خانواده‌ام صبری عطا فرما که بتوانند دنباله‌رو خودم و تمامی شهدا باشند.

راه شهادت خودم را، با دید کامل و در ذهن مجسم ساختم که همانا شهادت، راه امام حسین(ع) و آرزوی ایشان بود. پس گفتم: من از پیروان ایشان هستم و این هدیه از طرف خداوند به من داده شده است و این هدیه اصلی خداوند بود که در چنین شرایطی به من واگذار کرده است و با جان و دل پذیرفتم و افتخار می‌کنم.

هر قطره‌ی خون شهید دارای معنا و مفهم خاصی می باشد و هر نفسی از نفس‌های آخر شهید پیامی برای پیروانش می‌باشد و این را هم بدانید که هر قطره اشک برای شهید باید آن‌قدر از ته دل باشد که آسمان هم گریه کند. آنان که قطره قطره خون شهید را می‌نگرند و آنان که سر از تن جدا شده شهید را می بینند، آنان که زندگی دنیا را بر آخرت ترجیح می‌دهند و حتی قطره‌ای اشک از چشمان خود جاری نمی‌سازند، آیا در ذهن خود مجسم نمی‌کنند.

ای افراد با ایمان و جهادگر! به اینان سر جدا شده از تن را نشان دهید و بگویید که «بأیِّ ذنبٍ قُتِلَت»، به چه دلیل و گناهی کشته شده‌اند؟

ای راهیان راه خدا و انبیاء و اولیاء به آنان بگویید: بروید ای جاهلان و کسانی که مرگ را نابودی تعریف می‌کنید.

به‌خدا قسم شهید می‌گوید: مرگ سرخ، هیچ امر مکروه و خلاف انتظاری را برایم پدید نیاورده و هیچ چیز ناپسند‌ی رخ نداده، نه تنها پیشآمد شهادت برایم ناگوار نبوده است، بلکه آنقدر به این سر نوشت علاقه داشتم و رسیدن به آن برایم شورانگیز و هیجان‌آور بود که همانند کسی که در شب تاریک در جستجوی آب در صحرا‌ی بی‌پایانی می‌گردد و ناگاه چاه آب یا سرچشمه‌ای پیدا کند و همانند آن‌که گمشده‌ای را که مدتها در جستجوی اوست و ناگاه گمشده‌ی خود را بیابد، شهادت برایم دوست داشتنی و شور انگیز بود این است تصور یک شهید بر شهادت.

پس، ای کسانی‌که گوش به وصیت حقیر می‌دهید! بدانید که بالاتر از هر نیکوکاری‌، کار نیک دیگری است تا آنگاه که مرد در راه خدا شهید شود، همین‌که در راه خدا شهید شد، بالاتر از آن نیست و بدانید که امام علی(ع) می‌گویند: «اکرم الموت القتل» یعنی، گرامی‎ترین مرگ‌ها کشته شدن در راه خداست.

ای مردم و ای امت شهید پرور! به‌خدا قسم هر کدام از شما، چه کوچک و چه بزرگ که رهنمود‌های ولایت فقیه را عمل نکند، به خون تمامی شهدا خیانت کرده و در آخرت باید جوابگوی هزاران هزار شهید باشد و امام عزیز همانند شهید زنده در بین تمامی شماها می‌باشد و نماینده ی تمام شهیدان است.

اکنون ای خانواده‌ی عزیزم! اگر با فدا شدن یک فرزندتان در راه مبارزه با دشمنان خدا، مخالفت و از رهنمودهای امام امت دست بردارید، به‌خدایی خدا قسم می‌خورم که هیچ‌ یک از شما را شفاعت نخواهم کرد، مگر آن‌که این اعمال را انجام دهید و بگویید بقیه‌ی فرزندانمان را هم از انصار ابا عبدالله الحسین(ع) می دانیم و در اختیار خدا و امام زمان(عج) و نائب بر حقّش خمینی کبیر می باشند.

گوش دهید ای مادران و پدران شهدا! شماها بودید که فرزندی از جانب خدا به امانت تحویل گرفته و بزرگ کردید و حالا هم سالم به صاحبش پس دادید. این است آیین انسانیّت و زندگی در این دنیا.

شهید آنقدر از کرامت خدا لذت می‌برد که دوست دارد، دوباره زنده شود و بار دیگر در راه خدا جهاد کند و برای خدا کشته شود.

خداوندا! من را که بنده‌ی حقیر و ناچیزت هستم، جزء بندگانی قرار ده که تو را یافتند و شناختند و سپس عاشق تو شدند و در راهت فدا و در آخرت تو خود، خون‌بهای آنها را خواهی داد.

بارالها! این جان خود داده را، با خطاهایش پذیرا باش و بر اشتباهاتش قلم عفو و بطلان بکش. آمین یا ربّ العالمین.

سید نعمت اله موسوی
۱۳۶۱/۱۰/۳۰

نثار روح پر فتوح تمام شهیدان ایران عزیز صلوات

ارسال دیدگاه

logo-samandehi