نظر سنجی

عملکرد سایت چگونه بوده است ؟

نتایج

Loading ... Loading ...
کد خبر : 18867 تاریخ انتشار: ۲۶ / ۰۳ / ۱۳۹۹ - ۱۲:۱۵
Print This Post Print This Post ذخیره فایل ارسال به دوستان

مسجدسلیمان شهری که فرزندان خود را می خورد

مسجدسلیمان 🛑 مسجدسلیمان شهری که فرزندان خود را می خورد *دام شوا که من كوچيريم سيم قصهِ اِگود منِ قصه هاس هواره وقتی الازنگی اِگود کی بخووِه؟کی بیار؟* *فقط تمتی بید که دستِ خونِه بریدهِ بید و با صدا بلند اِگود همه بخوو… تمتی بیار* *حالا منِ شهری که زِ سرِ لیوه ای و کلویی […]

مسجدسلیمان

🛑 مسجدسلیمان شهری که فرزندان خود را می خورد

*دام شوا که من كوچيريم سيم قصهِ اِگود منِ قصه هاس هواره وقتی الازنگی اِگود کی بخووِه؟کی بیار؟*
*فقط تمتی بید که دستِ خونِه بریدهِ بید و با صدا بلند اِگود همه بخوو… تمتی بیار*
*حالا منِ شهری که زِ سرِ لیوه ای و کلویی بچیل خلفِ خوسه اخوره و فقط و فقط بُنگ الازنگی های سیاه به گوش ارسهِ که سی دلِ معجمه های طلا و نرقه ی شهر ز گلياسون بونگ دور آبو و كور وابو! با حفارشت تش اکونن بدر…تنها تمتی بیار خومم که زِ زخمی که خوم نهادوم به دِل و خینی که به جگر داروم در جواب نعره الازنگی ها امداد خاستوم که شهر خاموش به خو رهده وری زِ خو …که تمتی هنی بیاره..*

*برگردان:(مادرم شبها كه در كودكي برايم قصه مي گفت در قصه هايش هميشه وقتي آلازنگي(ديو)مي گفت:*
*چه كسي خواب و چه كسي بيدار است تمتي(دختري يتيم و خودساخته كه قهرمان و تنها فرد بيدار و هشيار قصه است)فرياد مي زِد كه همه خوابند اما تمتي بيدار است*
*و حالا در شهري كه انگار زني زائوست كه دچار جنون شده و فرزندان خود را كشته و مي خورد! *
*و در آن شهر فقط صداي ديوها به گوش مي رسد كه بخاطر غارت ديگ هاي پر از طلا و نقره و ثروت هاي شهر* *كف بر دهان و آتش بر لب سعي دارند فرزندان خلف شهر را تخريب و از شهر فراري دهند*
*تنها تمتي بيدار شهر منم كه از وضعيت شهر عزيزم و مردم محروم ش خون بر جگر دارم و در برابر نعره ي مهيب ديوهاي شهر از ته دل بانگ برآورده ام كه اگر همه خوابند يا خود را از روي ترس به خواب زده اند من بيدارم و مقابل شما خواهم ايستاد)*

🔵امروز خبر ناراحت کننده ای در خصوص دستگیری شهردار مسجدسلیمان به هر علت و بدون هرگونه قضاوت شنیدم جالب اینکه خود بچه هاي مسجدسلیمان با حرص و ولع هرچه تمام تر!خبر نابودی یکی دیگر از سرمایه ها و فرزندان شهر را برای هم ارسال میکردند

مردمان شهر مارا چه می شود؟

او به هر علت گرفتار شده باشد و چه متخلف باشد و چه بر اساس سوتفاهمی به مشکل برخورده باشد مارا چی می شود که اینگونه از به هچل افتادن بچه هاي شهر خوشحال و خندان می شویم؟!

زخم کدام کینه و عقده آينه ي طوطي ما را شكسته است؟

در قلب هايمان مگر سنگ سیاه گذاشته اند که اینگونه از هم متنفر و بیزار شده ایم که با سرنگونی و مشکل هرکدام !دیگری به رقص و پایکوبی میپردازد

با سرمایه های شهر چه کرده اید؟! که هیچ مسجدسلیمانی دلسوزی جرأت گرفتن مسئولیت و کمک به اوضاع اسفبار شهر را ندارد کدام مافیا در شهر به تخریب چهرهایی که باج نمیدهند در سالهای اخیر پرداخته است شنیده ام که چند ماه قبل با دستور یکی از مقامات شهر چند نفر لات و بی سرپا به درب خانه ی یکی از منتقدین رفته و او را چاقو زده اند شرم بر چنین افکار پلید و شومی که مردمان شریف و با فرهنگ شهر اولین ها را این چنین به بن بست و قهقرا برده اند؛مشکل آب و نان در شهر ما مشکل صدم است و مشکلات اصلی شهر ما این بیزاری و تنفر و حسادت بی سابقه ای است که در قلب هايمان نسبت به هم احساس میکنیم و بروز میدهیم

قلب پاک مردمان ساده دل بختیاری را چه می شود!؟ که اینگونه از گرفتاری ها و مشکلات همدیگر شاد و مسرور می شوند

قصه ی فرزندان توانمند شهر كه همه گویی به نفرین ابدی دچار شده اند و همه از هم بد میگویند و مبادا و نیآيد آن روزی که یکی از فرزندان شهر به جایگاهی برسد همه با هم تلاش می کنند که او را از مسند به زیر آورده و به زانو در آورند به عبارتی همه به جنگ پهلوان قصه می روند تا او را بکشند؛ و وقتی کشتند و از مرگ او مطمئن شدند برایش مراسم عزای مفصل گرفته و در نبود او مرثیه ها می سرایند

بیایيد یک بار برای هميشه این رسم نامانوس و نامألوف را به دست شراره های آتش بسپاریم و طرحی از نو در اندازیم

مسجدسلیمانی عزیز بیا از صمیم قلب برای همشهریانت آرزوی موفقیت کن همدیگر را حمایت كنيم و به حرمت مادر پیر شهر عزیزمان مسجدسلیمان به همدیگر احترام بگذاریم و از شادی هم خوشحال و از غم و غصه ي هم ناراحت بشویم شهرمان نیاز به فرهنگ سازی دارد باید فرهنگ عشق ورزیدن، دوست داشتن و مهرورزی را در شهر دوباره شکوفا کنیم تا سرمایه های واقعی شهر که همان فرزندان دلسوز،شایسته و متعصب شهر هستند به شهر بازگردند و شهر را آباد كنيم و دوباره فریاد شادی، همدلی و هیاری مردمان شهر اولین ها در تمام شهر طنین انداز شود.

به امید آن روز

بابک طهماسبی /٢٧خرداد ماه ۱۳۹۹

ارسال دیدگاه

logo-samandehi