نرخ ارز و طلا

    در حال بارگذاری ...

نظر سنجی

عملکرد سایت چگونه بوده است ؟

نتایج

Loading ... Loading ...
کد خبر : 874 تاریخ انتشار: ۱۲ / ۰۳ / ۱۳۹۵ - ۱۳:۰۰
Print This Post Print This Post ذخیره فایل ارسال به دوستان

روزی روزگاری…فصل قهرمان کشی!…انگل هایی که فصلی میزبان خود را تعویض می نمایند!

آیا هرگز از خود سوال کرده اید که مقوله هایی چون قانون؛سیاست؛روابط اجتماعی؛احترام به طبیعت و زیست بوم و…را بشر برای چه خلق کرده است؟ آیا مثلا سیاست را بشر برای این بوجود آورده تا دروغ و دغل و بی وفایی و انواع و اقسام فسادهای اخلاقی و انسانی را رواج دهد ؟! یا اینکه […]

آیا هرگز از خود سوال کرده اید که مقوله هایی چون قانون؛سیاست؛روابط اجتماعی؛احترام به طبیعت و زیست بوم و…را بشر برای چه خلق کرده است؟

آیا مثلا سیاست را بشر برای این بوجود آورده تا دروغ و دغل و بی وفایی و انواع و اقسام فسادهای اخلاقی و انسانی را رواج دهد ؟!

یا اینکه تمام این مقوله ها ساخته و پرداخته شده اند تا بشر امروز در عرصه های مختلف بهتر؛اخلاقی تر؛سالم تر و آرمانی تر طی طریق بنماید؟

سیاست در کشور ما هم مانند تمامی کشورهای جهان محلی ست برای رشد و شکوفایی اندیشه و تعالی نگاه بشر به مقوله ی اخلاق و ارتباطات غیرعاطفی اما منطقی…در کانون سیاست ما هم قطعا در تمامی جناح ها نخبگان و اندیشمندان صاحب تفکر وجود دارند و خواصی که بطور نسبی سعی در ارتقا و شکوفایی کشور از طریق جناح ها و احزاب مختلف هستند

اما سوال اینجاست که آیا در قرن کنونی که دنیا تبدیل به دهکده ی جهانی گردیده مطلق اندیشی و یکسویه نگری سیاسی امری پذیرفتنی ست؟!

آیا مقوله ی خود برتربینی مطلق سیاسی تقابلی فاحش با دموکراسی و مردم سالاری ندارد؟!

آیا در دو جناح اصلاح طلب و اصول گرا کسی می تواند مدعی باشد که ما خوب مطلق هستیم و جناح مقابل بد و شکست خورده ی مطلق؟!!

این نوع نگاه مطمئنا در جهان امروز مورد نقد و نکوهش تمام احزاب و اقشار نخبگان و اندیشمندان و حتی عوام دارای شعور و بینش سیاسی می باشد

دولت پایداری ٨سال قدرت را دست داشت و حال آن را به دولت تدبیر واگذار نموده است آیا در دولت پایداری نخبگانی شایسته وجود نداشتند؟!که فقط با هدف خدمت به مردم آمده باشند و خدماتی نیز ارائه کرده باشند؟!

آیا بهتر نیست که ما در “جایگاه های تخصصی و علمی” فارغ از نگاه سیاسی؛به تخصص محوری و استفاده از نخبگان هر دو جناح از تمامی ظرفیت های موجود برای ارتقا و تعالی مملکت عزیزمان اقدام نماییم؟

آیا ما همه ی جناح های سیاسی موجود نمی توانیم با تکیه بر اشتراکاتی همانند میهن پرستی؛اهداف عالیه و مقدس نظام و نیز خدمت صادقانه به مردم و ارتقا سطح کیفی و کمی جامعه ی ایرانی علی الخصوص در موضوع اقتصاد گرد هم جمع شویم و در کنار هم ایران را بسازیم؟ ولی در موضوعات سیاسی هم مواضع بر حق خود را داشته باشیم؟

قطعا این کار شدنی ست و باعث رونق میدان سیاست و نیز پالایش بازی های سیاسی و البته جلوگیری از نفوذ فرصت طلبان تفرقه افکن در میدان سیاست میشود

بهرحال آنچه مسلم است در دولت قبل هم مثل تمامی دولت های گذشته صرف نظر از افراط ها و نگاه های تند سیاسی؛ افرادی بوده اند که خالصانه و برای رضای خدا و مردم تلاش کرده اند و دین خود را به مردم تا حدود زیادی ادا کرده اند آیا درست است که در وادی امروز تر و خشک باهم بسوزند و عده ای انگل انسان نما برای تحقق عقده های درونی خویش بر طبل تخریب و توهین به نخبگان سیاسی بکوبند؟!

آیا کسانی که امروز تلاش میکنند از تخریب و تهمت و افترا زدن به نخبگان دولت های پیشین برای خود از این نمد کلاهی بدوزند! بعد از اتمام کار این دولت به مسئولان و نخبگان دولت فعلی رحم خواهند کرد؟!

بیاییم حتی در سیاست انصاف پیشه کنیم و قبل از هر عنوان و منصبی خود را به لباس زیبای آدمیت ملبس کنیم و خصایل ناب و والای انسانی چون حق شناسی؛وفاداری و ثبات رؤیه و نظر را در خود پرورش دهیم

به عنوان مثال در یکی از شهرهای استان در دولت قبل مسئولی بوده است که بسیار انسان شریف و کاربلدی به گواه مردم منطقه و حتی جانشینان بعدی ایشان بوده است

که در دوره ی کاری خود دست جوانک کارگری را گرفته و بخاطر ضعف بنیه ی مالی خانواده آن کارگر به ایشان کمک های فراوانی نموده و حتی ایشان را از کارگری نفت به سازمان خود مامور کرده و سعی در کمک و رشد این کارگر می نماید

اما بعد از عوض شدن دولت و برکناری ایشان همان جوانک دیروز امروز سیصدوشصت درجه تغییر کرده و با گذاشتن تصویر خود با بعضی اصلاح طلبان در گروه های مجازی!!زبان به اهانت و تهمت به مسئول سابق می گشاید؟!

آیا این کار خیانت و نمک نشناسی محض نیست؟!

آیا اصلا اجازه ی ورود دادن به اینچنین شخصیت های هرهری و پرچم صفت در فضای سیاسی و حتی اجتماعی…شروع رشد علف های هرز در میادین ارتباط و احترام نیست؟

آیا اصلا اجازه ی ارتباط دادن به اینگونه افراد که باید تاریخ تولد آنها را از ظهور واتس آپ به بعد محاسبه کنیم؟! کار درستی است؟

آیا وقتی انسانی تا بدین حد از جایگاه انسانی خود تنزل میکند که دستانی را که به او کمک کرده اند را گاز می گیرد!! این موجود قابل اعتماد است؟!

متاسفانه در تمامی عرصه های مختلف اینچنین انگل های انسان نمایی مرتبا با تغییر فصل سیاسی میزبان خود را تعویض می نمایند! و این ماهستیم که بدون اطلاع از ماهیت چنین افرادی اجازه رشد و نمو به این جریانات فرصت طلب و فاسد را می دهیم

مطمئنا افراد باهوش و متفکر در انتخاب آدمهای سیاسی به پیشینه ی آنها می نگرند و سیاست از محدود عرصه هایی است که در آن عطف به ماسبق میگردد

یعنی آدمها مانند گذشته ی خود رفتار می کنند و بهمین خاطر برای ارتقای جایگاه افراد…به گذشته و سبقه ی افراد مراجعه می کنند

به عنوان حسن ختام شما عزیزان را به سکانس زیبا و معنی داری از سریال روزی روزگاری دعوت می نمایم…

در جنگ بین دو راهزن یعنی مرادبیک و حسام بیک …در مرتبه اول مرادبیک شکست می خورد و بعد از خوردن چندین گلوله…زخمی و نالان و افتاده بر روی اسب از مهلکه دور می شود..و فقط یک نفر اورا تعقیب میکند…مخور…مخور کسی است که همواره به بی عرضگی و بی جربزگی در بین لشگریان دو جناح مشهور است و مرتب کلاه او که مشخصه تشخص و رتبه ی اجتماعی در آن دوران بوده…را از او مصادره و او رامجبور به بر سر گذاشتن کلاهی با رتبه ی پایین تر مثلا چوپانی مینمایند!  و خلاصه از دید کارگردان فیلم فقط چنین فرد بی عرضه و داری عقده های فراوان است که  می تواند ولی نعمت خودرا که حالا أفتان و نالان و زخمی هست را برای زدن تیر خلاصی تعقیب نماید!!!

بله مخور تنها کسی ست که قهرمان زخمی قصه را برای فرو نشاندن عقده های کهنه و زدن تیرخلاص تعقیب می نماید که بخاطر بی عرضگی…! باز هم موفق نمی شود؟!

در قسمت های پایانی سریال بازهم میان مرادبیکی که حالا دوباره خودرا و توان جنگی خودرا بازسازی کرده است و حسام بیک جنگ در میگیرد..و این بار این مرادبیک است که حسام بیک را شکست می دهد و این بار دقیقا صحنه ی قبلی تکرار می شود…

یعنی حسام بیک قهرمان دیگر قصه چندین گلوله خورده…زخمی و نالان و خوابیده بر اسب مهلکه را ترک می کند و این بار اوست که فقط مورد تعقیب یک سوار که گویا در فیلم نقشش کشتن قهرمان تضعیف شده و زخمی ست! قرار می گیرد…بله بازهم همان مخور بی عرضه و عقده ای است که این بار هم به قصد فرونشاندن عقده ها و قهرمان کشی که در ذات آدمهای حقیر و دون است قهرمان را تعقیب می کند…

پیام کارگردان فیلم اینست:همیشه مخورهای بی توان و عقده ای حضور دارند که آماده ی کشتن قهرمان زخمی هستند و برای مخورها…حسام بیک؟! مرادبیک؟! پایداری؟! اصلاح طلب یا اصول گرا باهم تفاوتی ندارند…آنها  منتظر زخمی شدن و ضعیف شدن قهرمان قصه….و قهرمان کشی هستند

خرداد٩۵/بابک طهماسبی

ارسال دیدگاه