نرخ ارز و طلا

    در حال بارگذاری ...

نظر سنجی

عملکرد سایت چگونه بوده است ؟

نتایج

Loading ... Loading ...
کد خبر : 1713 تاریخ انتشار: ۱۳ / ۰۵ / ۱۳۹۵ - ۱۶:۱۴
Print This Post Print This Post ذخیره فایل ارسال به دوستان

روزنامه های بدون مخاطب؟! با تیترهای آبکی یا شرخران رسانه ای؟!

امروزه و در عصر ارتباطات که سرعت تبادل اطلاعات و اخبار با سرعت صوت و نور برابری می کند…دیگر کمتر کسی به رسانه های کاغذی مثل روزنامه رغبت نشان می دهد و حتی این موضوع نشریات بزرگ دنیا چون تایمز و ایندیپندنت را هم تحت الشعاع قرار داده است انتشارات کاغذی خبری علاوه بر عدم […]

امروزه و در عصر ارتباطات که سرعت تبادل اطلاعات و اخبار با سرعت صوت و نور برابری می کند…دیگر کمتر کسی به رسانه های کاغذی مثل روزنامه رغبت نشان می دهد و حتی این موضوع نشریات بزرگ دنیا چون تایمز و ایندیپندنت را هم تحت الشعاع قرار داده است

انتشارات کاغذی خبری علاوه بر عدم رغبت مخاطبان به علت اینکه محیط زیست و حیات گیاهان و درختان را نیز به خطر می اندازد و نیز کار در چاپخانه ها باعث انواع و اقسام بیماری ها چون سرطان و آسم و…نیز می گردد و البته به علت سرعت بسیار پایین در انتقال اخبار و عدم توانایی بروزآوری و درج اخبار در لحظه…در کل امروزه کاری عبث و منسوخ بشمار می آید

و به جز مجلات ماهیانه ی تخصصی که آنهم می تواند مجازی شود انتشار روزنامه با صرف هزینه ی گزاف مالی و انسانی امروز کاری بدون صرفه ی اقتصادی است

آن هم دقیقا زمانی که روزنامه نگارانی به معنای کلمه ی واقعی که عاشق شغلشان بودند و با قلم آزاده ی خود ظلم و زر و زور را به چالش می کشیدند وجود ندارند

امروز روزنامه داشتن تبدیل به کاری صرفا اقتصادی شده و روزنامه ؛محلی است برای نوشتن خنثی ترین مطالب و برای کسب پول و دریافت سوبسید و هزینه از شرکت ها و سازمان ها…به عنوان مثال به شرکت نفت که میایی با کوهی از روزنامه های دولتی چون ایران و…مواجه می شوی که هر روزه بر میزان ارتفاع آن افزوده می شود و حتی لای آن هم باز نمی شود و تولیداین گونه روزنامه ها باعث دورریز مستقیم ثروت ها و منابع ملی و نیز کفران نعمت میگردد

در این میان در خوزستان واقعا نشریات کاغذی بی محتوا و بدون جذابیت های خبری و رسانه ای و در فضایی آرام و بی سروصدا فقط به کسب درآمد از راه آگهی و خبر و مصاحبه و…مشغولند! و تازگی ها چند روزنامه و هفته نامه ی بی کیفیت نیز به آن افزوده شده که سبزی ها هم از پیچیده شدن لای آن روزنامه ها ابا دارند!

اینکه کار رسانه ای هزینه دارد و باید تامین بشود تا زنده بماند صحیح است اما آیا این زنده ماندن باید اثراتی هم داشته باشد؟! یا روزنامه باید چون فرزندی ناخلف و سربار فقط باعث از دست رفتن سرمایه های ملی و گرفتن رانت از سوی صاحبان آن گردد؟! یا باید بازخوردهای اجتماعی و…نیز داشته باشد؟!

اخیرا در استان درباره ی هر مدیری که ذره ای انتقاد کنی…سریعا مدیر یکی از روزنامه های نوشتاری که به تعداد انگشتان دست هم مخاطب ندارد و فقط به جهت دریافت آگهی و کسب درآمد تولید می شود …ورود کرده و با ادبیات خاص خود نقش لابی و تریبون سازمان مورد انتقاد را بازی می کند…؟!انگار نه انگار که آن سازمان خود روابط عمومی و کلی کارمند در این زمینه دارد؟!!

و متاسفانه این شرخری های رسانه ای دارد کم کم باب می شود و باید رسانه ای ها یک جایی جلوی این افراد ایستاده وجاوی  اینگونه لمپن بازی ها را بگیرند…آنچه مسلم است اینکه کار فرهنگی بسیاری از روزنامه ها امروز عملا تبدیل به کار اقتصادی شده است و وقتی در کسری از ثانیه خبری از قطب جنوب زمین به قطب شمال  مخابره می شود دیگر چه جای حضور روزنامه های بی مخاطب و قلم های بی رمقی ست که از فرط تملق نگاری! و چاپلوسی…رسالت واقعی و دیرین خود از یاد برده اند…؟! و امروز تبدیل به مافیاهای اقتصادی گردیده اند؟! در پایان

فراموش نکنیم که “زیان قلم های خنثی و سرسپرده به مراتب بیشتر از مغزهای خالی ست…”

ارسال دیدگاه