نرخ ارز و طلا

    در حال بارگذاری ...

نظر سنجی

عملکرد سایت چگونه بوده است ؟

نتایج

Loading ... Loading ...
کد خبر : 2353 تاریخ انتشار: ۰۴ / ۰۷ / ۱۳۹۵ - ۱:۰۳
Print This Post Print This Post ذخیره فایل ارسال به دوستان

خوش قدمی صنعت نفت برای ادبیات جنوب

تصویرها در آینه فریاد می کشند…! ما را ز چارچوب طلایی رها کنید… ما در جهان خویشتن آزاد بوده ایم و قصه ی نفت…قصه ی خاطراتی است که کارگران بازنشسته ی نفت با ولع هرچه تمام تر در قهوه خانه ها در میان دود غلیظ سیگار و قلیان نقل میکردند و از لفت و رایت […]

image

تصویرها در آینه فریاد می کشند…!

ما را ز چارچوب طلایی رها کنید…

ما در جهان خویشتن آزاد بوده ایم

و قصه ی نفت…قصه ی خاطراتی است که کارگران بازنشسته ی نفت با ولع هرچه تمام تر در قهوه خانه ها در میان دود غلیظ سیگار و قلیان نقل میکردند و از لفت و رایت های خارجی ها و از برق کفش های نو و لباس های رنگارنگ و باشگاه و…افسانه میگفتند و تأثیراتی که پیدایش نفت در جنوب در زندگی مردمان سرزمین آتش های جاودان رقم زد…

اولین تأثیری که از فعالیت صنایع در جوامع انتظار می رود مدرنیزه کردن جوامع و به دنبال آن ظهور رفاه نسبی برای شهروندان است. در جنوب قبل از کشف نفت کشاورزی، دامپروری، ماهیگیری و به میزان محدود تبادلات کالای تجاری از طریق مرزهای آبی از مشاغل مرسوم بودند. پس از ظهور نفت چهره ی مکان هایی که نفت در آن جا یافت می شد به کلّی دگرگون گردید. مسجدسلیمان و آبادان در خوزستان نمونه ی بسیار خوبی برای این بحث است. در این مکان ها از سینما گرفته تا سیستم آب ، برق و … تحت نظارت شرکت نفت ساخته می شد و شهرها عملاً بدون تاسیسات شرکت نفت ماهیت شهری خود را از دست می دادند. همچنانکه مسجدسلیمان در سالهای استخراج نفت یکی از پررونق ترین شهرهای جنوب به شمار می آمد و پس از آن که استخراج نفت با مشکل مواجه شد سیر قهقرایی خود را آغاز کرد.

نیروی انسانی شرکت نفت از بومیان همان منطقه تامین می گردید. اینان مردمانی ساده، سنتی و در رویای رسیدن به آرزوهای خود بودند. دورنمای اشتغال در شرکت نفت به اندازه ای دلفریب بود که حتی خوانین منطقه را برای پیوستن به این چرخ عظیم وسوسه می کرد. بسیاری از بومیان، سرزمین اجدادی خود را به شرکت فروخته و » در دستگاه عظیم و بی در و پیکرش حل شده بودند.

اما هنگامی به این پاک باختگی پی بردند که بسیار دیر شده بود. بومیان با حسرت به رویاهای از دست رفته و زمین های به تاراج رفته می اندیشیدند و جز حسرت چیزی دستگیرشان نمی شد. اختلاف سطح زندگی کارمندان و کارگران در شرکت نفت چنان بود که کارگرها دشمن اصلی خود را کارمندها می دانستند یا دست کم آنها را شریک مسببین وضع بدخود تلقی می کردند.

کم کم در محیط شرکت نفت نارضایتی ها تبدیل به جریانات سیاسی مختلف شد. ملّی گرایان، سلطنت طلبان، حزب توده، کمونیست ها و … با تفکرات مختلف به زندگی شعار گونه خود می پرداختند. در این میان بسیاری از کسانی که در جنوب دست به قلم بردند با تأثیر از این تضادها که در جو محیط قرارداشت داستان هایی خلق می کردند که رنگ و بویی سیاسی داشت. امامتاسفانه سیاسی بودن اکثر نویسندگان ایران از یک سو و تأثیر بی چون و چرای ادبیات متعهد نوع روسی از سوی دیگر موجب شد که ادبیات داستانی رنگ و بوی استالینی پیدا کند. پس از شکست این نوع ادبیات شماری از نویسندگان جنوب به زبان و فرم و تکنیک روی آوردند

بدین ترتیب ادبیات داستانی جنوب رنگ سیاسی خود را تا حدود زیادی از
ادبیات روسی، و تکنیک و رمز پردازی را از ادبیات آمریکای لاتین الگو گرفت. با این حال بسیاری از نویسندگان نیز با الگوبرداری از کسانی چون فاکنر و دیگران باموجزگرایی به بازتاب رنج و سختی مردم دیار خود با تکنیک های مناسب و توجه به معناگرایی در داستان می پردازند. این اتفاق خوش یمن که می توان از آن به “خوش قدمی صنعت نفت برای ادبیات جنوب “تعبیر کرد در بسیاری از داستانها به آسانی قابل رؤیت است به منظور تأکید بر این بخش به تعدادی از داستانهایی که صنعت نفت به شیوه های متفاوت درآن ها نمود داشته است اشاره می شود:

(همسایه ها، غریبه ها و پسرک بومی )احمد محمود

(چراغ ها را من خاموش می
کنم )زویا پیرزاد

( خروس) ابراهیم گلستان

( مرغ پا کوتاه )نجف دریابندری

( کالوسه )محمد اژدری

( بومی خوش آویشن )فرهاد کشوری

(اعتصاب )حسین اکبر زاده

( تابستان همان سال )ناصر تقوایی

(علیاحضرت فرنگیس)فتح االله بی نیاز

( نمادهای دشت مشوش )اسماعیل فصیح

(مکانی به وسعت هیچ )فتح االله بی نیاز

(سیاسنبو) محمد رضا صفدری

( اهل هوا )غلامحسین ساعدی

( عقرب ها را زنده بگیر)قباد آذر آیین

( میم )علیمراد فدایی نیا

(پپرو گلهای کاغذی )مسعود میناوی

(مثل باران مثل بودن )نعمت نعمتی

(،گرما در سال صفر )شهرنوش پارسی پور

( اهل غرق )منیرو روانی پور

آنچه پیدایش نفت در جنوب کشور به ادبیات کهن ایران تقدیم نمود شاعران و نویسندگانی بوده است که عاشقانه کنار لوله های نفت…غزل ها سروده اند و عشق ها ورزیده اند…و نفت قصه ی هویت مردمانی است که غرورشان را برمی انگیزاند و هنوز شیرهای سنگی سرزمین نفت… نفیر و غرش نفت از دل بیقرار زمین را چون لالایی حزن انگیز مادران شان به گوش جان می سپارند…

و جاده های وایه به دل…

صدای یرقه ها را از باد گدایی میکنند…

و مادیانهای مزائو به کوه زده اند…

ارسال دیدگاه