نرخ ارز و طلا

    در حال بارگذاری ...

نظر سنجی

عملکرد سایت چگونه بوده است ؟

نتایج

Loading ... Loading ...
کد خبر : 1788 تاریخ انتشار: ۱۸ / ۰۵ / ۱۳۹۵ - ۲۰:۳۸
Print This Post Print This Post ذخیره فایل ارسال به دوستان

به مناسبت روز خبرنگار…آخرین سنگر فریاد است…و قلم است

به مناسبت روز خبرنگار شایسته بود مطلبی در خور شأن تقدیم دوستان خبرنگارم…این رهپویان راه آزادی بنمایم…اما چون اعتقاد راسخ دارم که نوشتار مانند تمام مکنونات قلبی از درون آدمی و شاید از ناکجاآباد دل….چون وحی منزل می آید و نوشتار من چون اشک چشمانم از دیدن کودکان شلاق روزگار خورده ی کار و …چون […]

به مناسبت روز خبرنگار شایسته بود مطلبی در خور شأن تقدیم دوستان خبرنگارم…این رهپویان راه آزادی بنمایم…اما چون اعتقاد راسخ دارم که نوشتار مانند تمام مکنونات قلبی از درون آدمی و شاید از ناکجاآباد دل….چون وحی منزل می آید و نوشتار من چون اشک چشمانم از دیدن کودکان شلاق روزگار خورده ی کار و …چون آه سردم از دیدن تبعیض ها و ناملایماتی که به علت کژاندیشی ها بر مردمم حادث گشته…از اعماق درونم نشأت میگیرد و نویسنده نباید با قرار دادن کلمات کنارهم به جمله سازی محض بپردازد که این مشق؛ دیکته ای ساختگی  بر پهنای ورق است که چنگی بر دل نمی زند…و تنها آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند

این روزها عده ای برای مردم ما نسخه ی “آخرین سنگر سکوته!”می پیچند و این سروده را گاه بر لب جوانان و گاه در فضای مجازی در حال انتشار می یابم…این جمله خود پیام آور یأس و نومیدی برای فرهنگ نوپای مردم کشور ما در جهت مطالبه گری است و سراینده خواسته یا ناخواسته سکوت را به عنوان آخرین سنگر و مأمن معرفی می نماید حال آنکه آخرین سنگر برای مبارزه با آنچه ناملایمات و غصه ها و ظلم و فساد است” فریاد” است و ایستادگی و جنگیدن با مشکلات و تلاش برای رفع ضعف ها و حذف کژی ها و ناراستی ها…

سالها پیش جوانان ما و دانشجویان و خبرنگاران عزیز و سربلند این مرز و بوم در یک جنبش اجتماعی بزرگ و عالمگیر…و انقلابی شکوهمند…دیکتاتور خوشگذران و مغرور را از خاک پاک میهن راندند و اگر امروز به آرمان های مقدسی که انقلاب ما داشت نرسیدیم بخاطر فاصله گرفتن از مطالبه گری و میهن دوستی واقعی ست…امروز انقلاب ما و نظام ما مظلوم واقع شده است چون انگار نه انگار که این مملکت متعلق به خود ماست…به هرکدام از ما میدان داده شد از مام میهن و آنچه به امانت به ما سپردند  سوء استفاده نمودیم…چنان اسیر خودبینی و باندبازی و مال اندوزی گشته ایم که فراموش کرده ایم این مملکت متعلق به خود ماست!

کجایند؟ آن دانشجویان روشنفکر؛دلسوز و وطن پرست اوایل انقلاب؟

کجایند؟ آن جوانان اتوکشیده ی متجدد اما عاشق ایران عزیز که مبارزه را به حضور در کاباره ها و خوشگذرانی های رایج در نظام شاهنشاهی ترجیح دادند..؟!امروز عده ای از حکومت شاه در گروه های مجازی به نیکی یاد می کنند! و این عادت ما ایرانی هاست که هرسال بگوییم دریغ از پارسال..؟اما آیا نگارنده ای که به تطهیر حکومت دیکتاتور مخلوع می پردازد از آمار دختران ایرانی شکنجه شده در ساواک اطلاع دارد؟! از شکنجه گران ساواک که در بهترین کشورهای دنیا آموزش آزاده کشی و اندیشه کشی دیده بودند مطلع هستند؟!از زیرزمین های مخوف و ابزار و درفش شکنجه و از ناخن های کشیده شده ی شهید رجائی و پشت با اتو سوخته ی شهید طالقانی….؟!

اصلا کسی از پدران و مادران ما  قصه ای جز حسرت و گرسنگی ها و عقب ماندگی ها و مردم زجرکشیده ی آن دوران شنیده است؟!

انقلاب مردمی و با شکوه ما قطعا نتوانسته است که بر آرمان های بزرگ و شعارهای انقلابی خود بعد از نزدیک به ۴دهه جامه ی عمل بپوشاند اما فراموش نکنیم آنچه از جنگ و تحریم در طول این سالها بر ما گذشته است و این سالهای اخیر نیز پدیده ی اختلاس ها و سوء مدیریت ها…

ولی آیا رسالت خبرنگاری و وطنی ما فریاد را تجویز می کند یا سکوت؟! را…

برای رسیدن به آرمانشهری که همه ی ما سالهاست که منتظر رسیدن به آن بوده و هستیم باید همه دست به دست هم دهیم و هر ایرانی خود یک منبع و منشأ مبارزه با فساد و بی عدالتی باشیم

باید هر ایرانی یک رسانه برای جلوگیری از حق خوری ها و اشاعه ی خوبی ها و نفی زشتی ها باشیم

باید عاشقانه دوستدارخاک پاک میهن مان باشیم و با تلاش و مراقبت شبانه روزی و سپردن مناصب و امور اجرایی به دست دلسوزان و مخلصان صادق…وطن خودرا بسازیم

نظام جمهوری اسلامی ایران متعلق به تک تک ماست و متعلق به تک تک خون های مقدس ریخته شده در انقلاب و جنگ تحمیلی است نگذاریم که بین ما و نظام مان فاصله بیفتد و خود را منفک از آنچه پیرامون مان میگذرد ندانیم…که اگر صاحب خانه خود غصه ی خانه نخورد…همسایه هرگز نخواهد خورد

ما خبرنگاران و اهل قلم به فرموده ی رهبر معظم مان افسران جنگ نرم هستیم و باید با فریاد عدالت خواهی و حق طلبی خود ناراستی ها و کژی ها را رسوا کرده و از صحنه بدر کنیم

وظیفه ی ما امروز سنگین تر از هر زمان است چرا که عده ای سعی در پراکندن بذر نومیدی و یأس در میان جامعه دارند و یک جامعه ی افسرده و مغموم هرگز نمی تواند به اهداف کلان خود دست یابد

امروز جامعه ی ما نیازمند تزریق روح امید و خوشبینی به آینده ای ست که اگر همه ی ما برای تعالی و شکوفایی آن تلاش کنیم قطعا روشن و درخشان خواهد بود…بیایید همه با هم زمزمه کنیم…آخرین سنگر…فریاد است…تلاش است..و مبارزه است

و گر پدر مرد تفنگ پدری هست هنوز…

بیست مرداد٩۵/بابک طهماسبی

 

ارسال دیدگاه