- پایگاه خبری تحلیلی اهواز نو | اخبار خوزستان | اخبار اهواز - http://www.ahvaznew.ir -

بختیاری قوم همیشه سربلند تاریخ…فرزندانت از تو می نویسند

بختیاری قوم سربلند تاریخ…فرزندانت از تو می نویسند

وقتی به تاریخ امپراطوری ایران بزرگ بنگریم…بختیاری را رشیدترین؛وفادارترین؛اصیل ترین و بکرترین قوم ایرانی می یابیم

قومی که هیچ عقبه ای در آن سوی مرزها ندارد و همواره پاسدار و پاسبان دلیر مرزهای سرزمین عزیز و همیشه جاویدم ایران بوده است

به سرزمین بختیاری که سفر کنی از دره ها و صخره ها بوی مشروطه می آید…گاه در ژرفنای دره ای انعکاس صدای شیهه ی اسبی تو را مرعوب می کند…

هنوز شبها صدای نجوای لالایی مادران بختیاری با لحنی حزین و معنادار به گوش می رسد…زیر نور چراغ الکلی عشایر در زیر سیاه چادرها هنوز شاهنامه خوانی و رواج فرهنگ جوانمردی و قصه های پهلوانان و یلان بختیاری ست که سینه به سینه نقل می شود تا کودکان بیاموزند که تنها جوانمردی و شجاعت است که می ماند و جاودانه می شود…

در لابلای سنگها جای پای گیاهان دارویی و خزه های سبز دیده می شود و عطرشان رهگذران را مست و مدهوش می سازد

صدای چشمه سار بکر و نوای  پرندگان آرامبخش قلب های غمگین و سوگوار بختیاری از برادرکشی های فراوان و خودزنی های بسیار بوده است…

زوزه ی باد برگ درختان بلوط و کنار را به رقصی سماع وار وا می دارد…و انگار باد دارد فریاد می زند….هااااااااای بختیاری…وقت کوچ است…و برف های سردسیر و ییلاق تن تورا می جوید…انعکاس این صدا قرون و اعصار  را طی می کند…چه کسی قوم مرا چنین زمینگیر و ساکن و بی کنش خواسته است؟!

تلخی قطره ای اشک گونه ام را می سوزاند…

پیرمردی مظلوم با صورتی آفتاب خورده…زیرلب یکی از ترانه های فولکلور بختیاری را زمزمه میکند…و دسته های کاه و علیق را برای گوسفندان می برد…

سیاه چادر قدیمی خاک خورده و محزون در دامنه ی کوه…بسی قصه ها در دل خود نهفته دارد…نمی دانم آیا صدای سم اسبان دلاوران بختیاری را و صدای تیر پوست پرها و برنوها را بخاطر دارد…یا خاطر او هم چون خاطر مردان ایل دارد از خاطرات جنگاوری ها و صلابت ها تهی میشود؟!

کوه برافراشته ی بختیاری یادگار أبهت و هیبت خوانین بختیاری ست با بدن های تنومند اما ورزیده و سبیل های هیتلری و مردانه…و غروری به بلندا و سترگی زرده و دلا…

باد همچنان در انعکاس دره برزگری و شوقی می خواند..هاااااای خوانین بختیاری….سر از خاک بردارید…که ایل همچون کودکی یتیم تنها و بی پشتیبان مانده است…

به فدای حتی تندی های تان…برخیزید و ایل را راهبری کنید…صدای باد دور و دورتر می شود..!

ایل بزرگم ما فرزندانت چون سنگ نوشته های اساطیری تو را بر سینه ی تاریخ هجاری می کنیم تا فراموش نشوی…تا گرد وغبار زمان و تیغ بی رحم تاریخ نویسان قلم بمزد نقش تو را بر تاریخ این سرزمین نقش برآب نسازند…

راستی صدای باد می آید…هاااااااای بختیاری وقت کوچ است….فرزندانت به استقبال و همراهی ات می آیند….هاااااای

بابک طهماسبی

image [1] image [2] image [3] image [4] image [5] image [6]