نرخ ارز و طلا

    در حال بارگذاری ...

نظر سنجی

عملکرد سایت چگونه بوده است ؟

نتایج

Loading ... Loading ...
کد خبر : 617 تاریخ انتشار: ۱۵ / ۰۲ / ۱۳۹۵ - ۱۰:۱۳
Print This Post Print This Post ذخیره فایل ارسال به دوستان

بختیاری قوم همیشه سربلند تاریخ…فرزندانت از تو می نویسند

بختیاری قوم سربلند تاریخ…فرزندانت از تو می نویسند وقتی به تاریخ امپراطوری ایران بزرگ بنگریم…بختیاری را رشیدترین؛وفادارترین؛اصیل ترین و بکرترین قوم ایرانی می یابیم قومی که هیچ عقبه ای در آن سوی مرزها ندارد و همواره پاسدار و پاسبان دلیر مرزهای سرزمین عزیز و همیشه جاویدم ایران بوده است به سرزمین بختیاری که سفر کنی […]

بختیاری قوم سربلند تاریخ…فرزندانت از تو می نویسند

وقتی به تاریخ امپراطوری ایران بزرگ بنگریم…بختیاری را رشیدترین؛وفادارترین؛اصیل ترین و بکرترین قوم ایرانی می یابیم

قومی که هیچ عقبه ای در آن سوی مرزها ندارد و همواره پاسدار و پاسبان دلیر مرزهای سرزمین عزیز و همیشه جاویدم ایران بوده است

به سرزمین بختیاری که سفر کنی از دره ها و صخره ها بوی مشروطه می آید…گاه در ژرفنای دره ای انعکاس صدای شیهه ی اسبی تو را مرعوب می کند…

هنوز شبها صدای نجوای لالایی مادران بختیاری با لحنی حزین و معنادار به گوش می رسد…زیر نور چراغ الکلی عشایر در زیر سیاه چادرها هنوز شاهنامه خوانی و رواج فرهنگ جوانمردی و قصه های پهلوانان و یلان بختیاری ست که سینه به سینه نقل می شود تا کودکان بیاموزند که تنها جوانمردی و شجاعت است که می ماند و جاودانه می شود…

در لابلای سنگها جای پای گیاهان دارویی و خزه های سبز دیده می شود و عطرشان رهگذران را مست و مدهوش می سازد

صدای چشمه سار بکر و نوای  پرندگان آرامبخش قلب های غمگین و سوگوار بختیاری از برادرکشی های فراوان و خودزنی های بسیار بوده است…

زوزه ی باد برگ درختان بلوط و کنار را به رقصی سماع وار وا می دارد…و انگار باد دارد فریاد می زند….هااااااااای بختیاری…وقت کوچ است…و برف های سردسیر و ییلاق تن تورا می جوید…انعکاس این صدا قرون و اعصار  را طی می کند…چه کسی قوم مرا چنین زمینگیر و ساکن و بی کنش خواسته است؟!

تلخی قطره ای اشک گونه ام را می سوزاند…

پیرمردی مظلوم با صورتی آفتاب خورده…زیرلب یکی از ترانه های فولکلور بختیاری را زمزمه میکند…و دسته های کاه و علیق را برای گوسفندان می برد…

سیاه چادر قدیمی خاک خورده و محزون در دامنه ی کوه…بسی قصه ها در دل خود نهفته دارد…نمی دانم آیا صدای سم اسبان دلاوران بختیاری را و صدای تیر پوست پرها و برنوها را بخاطر دارد…یا خاطر او هم چون خاطر مردان ایل دارد از خاطرات جنگاوری ها و صلابت ها تهی میشود؟!

کوه برافراشته ی بختیاری یادگار أبهت و هیبت خوانین بختیاری ست با بدن های تنومند اما ورزیده و سبیل های هیتلری و مردانه…و غروری به بلندا و سترگی زرده و دلا…

باد همچنان در انعکاس دره برزگری و شوقی می خواند..هاااااای خوانین بختیاری….سر از خاک بردارید…که ایل همچون کودکی یتیم تنها و بی پشتیبان مانده است…

به فدای حتی تندی های تان…برخیزید و ایل را راهبری کنید…صدای باد دور و دورتر می شود..!

ایل بزرگم ما فرزندانت چون سنگ نوشته های اساطیری تو را بر سینه ی تاریخ هجاری می کنیم تا فراموش نشوی…تا گرد وغبار زمان و تیغ بی رحم تاریخ نویسان قلم بمزد نقش تو را بر تاریخ این سرزمین نقش برآب نسازند…

راستی صدای باد می آید…هاااااااای بختیاری وقت کوچ است….فرزندانت به استقبال و همراهی ات می آیند….هاااااای

بابک طهماسبی

image image image image image image

 

دیدگاه کاربرانکل نظرات :1
  • د ک

    تاریخ : ۱۵ - اردیبهشت - ۱۳۹۵

    به نام خدا
    آفرین بر شما و غیرت مثال زدنی تان نسبت به ایل و دودمان بزرگوارمان


    پاسخ

ارسال دیدگاه

logo-samandehi