نرخ ارز و طلا

    در حال بارگذاری ...

نظر سنجی

عملکرد سایت چگونه بوده است ؟

نتایج

Loading ... Loading ...
کد خبر : 1377 تاریخ انتشار: ۲۴ / ۰۴ / ۱۳۹۵ - ۱۴:۲۴
Print This Post Print This Post ذخیره فایل ارسال به دوستان

امکانات فراوان فرهنگی هنری نفت خاک می خورد…ولی کارگرزاده را به آن راه نمی دهیم…ضعف فرهنگی اینست!

ناصرالدین شاه: « این سینوگراف؛ عکس متحرک چه افاقه ای دارد؟! » امیرکبیر: « اگر نیت یک ساله دارید برنج بکارید اگر نیت ده ساله دارید درخت غرس کنید اگر نیت صد ساله دارید آدم تربیت کنید سینماتوگراف آدم تربیت می کند… زنده یاد علی حاتمی/ناصرالدین شاه آکتور سینما در شرایطی که این روزها همه […]

ناصرالدین شاه: « این سینوگراف؛ عکس متحرک چه افاقه ای دارد؟! »

امیرکبیر: « اگر نیت یک ساله دارید برنج بکارید

اگر نیت ده ساله دارید درخت غرس کنید

اگر نیت صد ساله دارید آدم تربیت کنید

سینماتوگراف آدم تربیت می کند…

زنده یاد علی حاتمی/ناصرالدین شاه آکتور سینما

در شرایطی که این روزها همه ی رسانه ها و مطبوعات و مقامات فرهنگی ما انتقاد می کنند که چرا کاربران ایرانی به فیسبوک ورزشکاران و…رفته و توهین و ناسزا می کنند و این موضوع تبعات بد و بسیار ناگواری برای معرفی فرهنگ ایرانی به جوامع بین المللی دارد…هیچکس به مقوله فرهنگ و ضعف های شدید فرهنگی موجود در جامعه اشاره نمی کند؟!

ما ایرانی ها چند ساعت و حتی دقیقه را در اماکن فرهنگی مانند کتابخانه ها و سینماها و فرهنگسراها بسر می بریم..؟؟اصلا سرانه ی واقعی خواندن کتاب در ما ایرانی ها چقدر است؟!

و اگر اصلا اینچنین امکانات فرهنگی موجود باشد که بسیار اندک است گردانندگان آیا چه تخصصی در زمینه ی فرهنگ و کار هنری دارند؟!آیا هنر و فرهنگ دو مقوله ای که توانستند کشورهای اروپایی را از هیچ به همه چیز برسانند…نیاز به تخصص و دانش ندارند؟

یا لااقل نیاز به انگیزه ی کافی برای حرکت مستمر در جهت دادن خدمات فرهنگی و هنری که اتفاقا بسیار پر دردسر و توان بر نیز هست وجود دارد؟

 

به عنوان مثال در شرکت نفت امکانات بسیار خوبی در زمینه ی فرهنگی وجود دارد که از آن جمله سالن های سینمایی است که اکثرا خالی و فاقد تماشاگر هستند و متاسفانه نیروهای ارکان ثالث یا همان پیمانکاری محروم از استفاده ی از این امکانات هستند

حال آنکه سینما یک صنعت انسان ساز و فرهنگ ساز است که میتواند در درازمدت تاثیرات فرهنگی شگرفی از طریق هنرهفتم به جامعه تزریق کرد…نقش سینما و فرهنگ را در اروپا ببینیم که کشورهای اروپایی فاصله ی بین توحش تا تمدن را با فرهنگ سازی از طریق نویسندگان و کارگردانان تئاتر و بعدها سینما طی نمودند

با ظهور نویسندگان اروپایی مانند آناتول فرانس؛ویکتورهوگو؛نیکلای گوگول؛ایوان تورگنیف؛داستایفسکی؛بالزاک و…فرهنگ اروپا که تحت تاثیر اختلافات ریشه ای کلیساهای کاتولیک و پروتستان قرار داشت به یکباره شکوفا شد و درست وقتی رنگ تعالی گرفت که روزانه صدها تئاتر در پاریس و پایتخت های اروپایی اجرا گردید و اخلاقیات در پوشش هنر و فرهنگ در مردم نهادینه شد

اما در کشور ما که مدعی تمدن و فرهنگ چندهزار ساله هستیم و در خیلی از مسائل پیشتاز بوده ایم امروز یا امکانات موجود نیست و یا اگر موجود است اراده ای برای استفاده ی بهینه از آن وجود ندارد و منابع و سالن های ما در بحث فرهنگی که با صرف بودجه ها و هزینه های گزاف هم ساخته می شوند بلا استفاده و بی اثر اداره میشوند

در خوزستان هم البته سالن ها و سینماهای مجهزی وجود دارند که متعلق به نفت هستند اما اگر به این سینماها سری بزنید متوجه خواهید شد که در فضای سرد و بی رمق تنها روزمرگی جریان دارد و عملا هیچ طرح و برنامه ای برای کار فرهنگی وجود ندارد

این در حالی است که در خوزستان گروه های متعدد تئاتری وجود دارند که بسیار هم علاقمند هستند و عاشقانه کار می کنند حال چه میشد اگر هر ماه یک هفته این سالن ها رو در اختیار یکی از این گروه ها قرار می دادیم و با صرف هزینه ای نه چندان زیاد به بچه های دلسوز هنر و تئاتر و سینمای استان انگیزه و دلگرمی می دادیم؟ و البته خانواده های نفتی هم از دیدن یک نمایش یا تئاتر فاخر خرسند و شادکام میگشتند..

یا چه میشد؟ اگر هرهفته یک یا دو روز سینماهای نفت را اختصاص بدهیم به نیروهای ارکان ثالث(نیروهای پیمانکاری در نفت) تا بچه های کارگران شریف امکان از نزدیک لمس کردن و دیدن برنامه های هنری و فرهنگی و نیز دیدن فیلم های روز کشور را بیابند…وقتی اکثریت در استان با اقشار کارگر است و کودکان اقشار کم درآمد جامعه می توانستند با دسترسی به امکانات هنری و فرهنگی …استانی شکوفاتر و کشوری مبتنی بر فرهنگ و هنر بسازند چرا انجام ندهیم؟!

آیا نوجوان یا جوان بی بضاعتی  که این امکان برایش فراهم باشد هفته ای دو بار به سینما یا تئاتر فاخر برود و در اماکن فرهنگی حضور یابد…امکان انجام جرم و فساد در او کمتر نمی شد؟ آیا جوانی که می توانست با یک موزیسین باتجربه یا یک کارگردان بادانش از نزدیک آشنا شود و همکلام و همدم شود امکان خطا یا نابهنجاری های اجتماعی در او کاهش نمی یافت؟!

آیا این سینماها و سالن های تئاتر که الحق کارخانجات انسان سازی هستند تا به کی؟ باید خالی و کم تماشاگر بمانند؟! و این گونه اداره شوند؟ آیا وقتی تمام امکانات یک سالن مثلا با ظرفیت۵٠٠ نفر از برق و خنک کننده و پخش و…برای فقط ۵نفر تماشاچی هزینه می شود..! این إسراف سرمایه های بیت المال و کشور نیست؟!

آیا اگر هفته ای یک روز سالن ها را در اختیار گروه های موسیقی مجاز قرار دهیم و موسیقی این غذای روح را در بین کارگران و کارمندان و خانواده های آنها ترویج دهیم؟ آمار امید به زندگی و راندمان کاری در این کارگرها و کارمندان بیشتر نمی شود…؟

کار فرهنگی علی الخصوص با امکانات فعلی نفت در جنوب دریائی است که می توانست کویری را به مزرعه ای پربار و پرثمر تبدیل نماید ولی بشرطی که گردانندگان این امور در نفت جنوب قدری بیشتر انرژی بگذارند و سخن ما منتقدان و دلسوزان واقعی جامعه را بشنوند و قدری درباره ی پیشنهادات داده شده بیندیشند…تنها مشکل ما شاید بی تعهد نبودن و درک درد این مردم شریف اما محروم است که نمی گذارد ساکت بنشینیم و روزگار به بی خیالی و بطالت بگذرانیم…قلم من منعکس کننده ی درد جامعه ای ست که مدعی فرهنگ و تمدن سه هزار ساله است اما درب مجتمع فرهنگی و هنری؛درب سینما و تئاتر و موسیقی را بروی کارگرزاده تنها به جرم شغل پدرش(کارگری)می بندد و بعد دنبال علل افزایش بزهکاری اجتماعی؛ جرم و جنایت و بی فرهنگی می گردد…!

به قول صادق چوبک در داش آکل…

مرد وقتی غم داره…

یه کوه درد داره…

تیرماه٩۵/بابک طهماسبی

 

 

ارسال دیدگاه

logo-samandehi