نرخ ارز و طلا

    در حال بارگذاری ...

نظر سنجی

عملکرد سایت چگونه بوده است ؟

نتایج

Loading ... Loading ...
کد خبر : 2512 تاریخ انتشار: ۲۱ / ۰۷ / ۱۳۹۵ - ۰:۱۱
Print This Post Print This Post ذخیره فایل ارسال به دوستان

اسماعیل فصیح مرواریدی در دل صدف مناطق نفتخیز جنوب

ای چرخ و فلک خرابی از کینه ی توست بیدادگری شیوه ی دیرینه ی توست…! ای خاک اگر سینه ی تو بشکافد بس گوهر قیمتی که در سینه ی توست.. شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب از دیرباز معدنی ارزشمند از نیروهای فنی؛فرهنگی؛هنری و فن سالار بوده است که تاکنون آنچه بیشتر مورد توجه اصحاب رسانه […]

image

ای چرخ و فلک خرابی از کینه ی توست

بیدادگری شیوه ی دیرینه ی توست…!

ای خاک اگر سینه ی تو بشکافد

بس گوهر قیمتی که در سینه ی توست..

شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب از دیرباز معدنی ارزشمند از نیروهای فنی؛فرهنگی؛هنری و فن سالار بوده است که تاکنون آنچه بیشتر مورد توجه اصحاب رسانه و مطبوعات قرار گرفته است بعد تولیدی و فنی و تکنولوژیستی مناطق نفتخیز جنوب بوده است و موضوعات و مسائل ” نفت” این یگانه جورکش اقتصاد کشور همواره در مجلات علمی؛پژوهشی و دانش بنیان مطرح و بررسی گردیده و همواره بعد فرهنگی و هنری مناطق نفت خیز جنوب مغفول مانده است

اما با رویکرد و نگرش نوینی که مدیریت ارشد شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب به پدیده ی فرهنگ و هنر از دیدگاه روابط عمومی داشته اند روابط عمومی این شرکت با تلاش شبانه روزی سعی در معرفی ابعاد فرهنگی و هنری صنعت نفت و معرفی هرچه بیشتر فرهیختگان نفت در عرصه ی فرهنگ و هنر و ادبیات دارد

ازین روی به عنوان حسن مطلع به زندگی و زوایای شخصیتی نویسنده ی توانا و چیره دست نفتی “زنده یاد اسماعیل فصیح” پرداخته ایم باشد که مورد اقبال و توجه مخاطبان و فرهیختگانی که پایگاه تحلیلی خبری اهواز نو را دنبال می کنند قرار گیرد… برگ سبزی تحفه ی درویش…☘

از زبان یا قلم یک نفر که دوستش دارید

می شنوید فرق می کند…
کتاب زمستان ۶۲
اثر ماندگار زنده یاد اسماعیل فصیح
در دومین روز از اسفندماه ۱۳۱۳ خورشیدی، در محله درخونگاه تهران، پسری به دنیا آمد که پدرش ارباب حسن، اسم او را اسماعیل گذاشت. اسماعیل در خانه ای شلوغ متولد شد; خانه ای که ۹ فرزند دیگر ارباب حسن هم در آن زندگی می کردند. مادر و خواهرها که اسماعیل را خیلی دوست داشتند، روی او نام ناصر گذاشتند و هنوز هم نزدیکان، او را ناصر صدا می زنند; نه اسماعیل فصیح.
ارباب حسن، زمانی که اسماعیل دو ساله بود درگذشت و او از همان ابتدا یتیم بزرگ شد. تحصیلا ت ابتدایی خود رادر مدرسه عنصری به پایان رساند و در سال ۱۳۲۶ وارد دبیرستان رهنما در خیابان فرهنگ شد تا با دیپلم طبیعی تحصیلا ت خود را پایان دهد. آن روزها که دولت دکتر محمد مصدق دچار مشکلا ت مالی و فشارهای اقتصادی بود و فروش خدمت سربازی رونق داشت، فصیح با پرداخت ۱۰۰ تومان، معافی گرفت و در سال ۱۳۳۵، با اندک پولی که در اختیار داشت، ایران را ترک کرد تا جهان تازه ای را تجربه کند. ابتدا به استانبول رفت تا از آنجا به پاریس برود. اما مقصد او آمریکا بود; دانشگاه مانتانا. همان جایی که پیش از حرکت از ایران، از طریق سفارت آمریکا از آنجا پذیرش گرفته بود. لیسانس خود را در رشته شیمی از دانشگاه مانتانا می گیرد و در سانفرانسیسکو با دختری نروژی به نام آنابل کمبل ازدواج می کند. اما همسرش هنگام زایمان در بیمارستان، همراه با نوزادی که در شکم داشت فوت می کند تا فصیح، مهمترین تراژدی زندگی خود را تجربه کند. فصیح که لیسانس ادبیات انگلیسی خود را هم در مانتانا گرفته بود، پس از تراژدی مرگ همسر به ایران برمی گردد تا دوران تازه ای را آغاز کند. دورانی که اگر چه برایش مملو از حوادث تازه بود، اما زخم درگذشت همسر هنوز او را آزار می داد.
فصیح پس از بازگشت به ایران، از طرف صادق چوبک نویسنده بنام آن روزها به شرکت ملی نفت معرفی می شود و به استخدام این شرکت درمی آید. فعالیت در اهواز، خلوت تازه ای برای فصیح پدید میآورد و فرصتی فراهم می کند تا نخستین رمان خود را بنویسد. شراب خام در سال ۱۳۴۷ زیر نظر نجف دریابندری، زمانی منتشر می شود که فصیح برای انجام یک ماموریت پژوهشی از سوی شرکت ملی نفت ایران به آمریکا رفته بود و در حال اخذ مدرک فوق لیسانس در رشته زبان و ادبیات انگلیسی بود. شراب خام با موفقیت خوبی مواجه می شود و فصیح پس از بازگشت به ایران و آغاز تدریس در دانشکده نفت آبادان، داستان نویسی را ادامه می دهد. مجموعه داستان های کوتاه «خاک آشنا» در سال ۱۳۴۹، رمان «دل کور» در سال ۱۳۵۱، مجموعه چهار داستان کوتاه تولد/ عشق/ عقد/ مرگ در سال ۱۳۵۱ و مجموعه داستان های کوتاه «دیدار در هند» در سال ۱۳۵۳ منتشر شد. فصیح دو سال پس از آنکه از آمریکا به ایران بازگشت، با خانم «پریچهر عدالت» ازدواج می کند که حاصل این ازدواج دو فرزند است. سالومه اکنون در شیکاگو زندگی می کند و «شهریار» که در کرج است.
در سال ۱۳۵۸ رمان «داستان جاوید» که آن را می توان ادای دینی به زرتشت، پیامبر ایرانیان پیش از اسلام دانست منتشر شد که مورد توجه بسیاری قرار گرفت.
فصیح نویسنده ای است که آثارش براساس واقعیت های موجود نوشته شده و رخدادهای روز در آن جلوه بارزی دارد. به همین دلیل هم هست که به عنوان نمونه، در «شراب خام»، فضای ایران اواخر دهه ۱۳۳۰ به خوبی تصویر شده، «لاله بر افروخت» که پس از داستان جاوید منتشر شد به انقلاب اسلامی ایران پرداخته و «ثریا در اغما» و «زمستان ۶۲» هم به جنگ تحمیلی هشت ساله اختصاص یافته اند. پس از انتشار «لاله بر افروخت»، جنگ آغاز شد و با تعطیلی دانشکده نفت آبادان، فصیح در ۴۷ سالگی با سمت استادیار زبان انگلیسی تخصصی چاره ای جز بازنشستگی نیافت. دراین دوران بود که ماندگارترین آثار فصیح تدوین و منتشر شد. ابتدا «ثریا در اغما» در سال ۱۳۶۲ منتشر شد که در فضای تلخ آن سال ها بسیار مورد توجه قرار گرفت و به عنوان یک منبع از دوره ای از تاریخ معاصر ایران می توان آن را مورد استفاده قرار داد. «ثریا در اغما» تاکنون به زبان های مختلف از جمله انگلیسی، عربی، آلمانی و فرانسوی منتشر شده است.
در سال ۱۳۶۴ فرصتی فراهم شد تا رمان «درد سیاوش» که سال ها پیش از انقلاب نوشته شده بود منتشر شود. در همین سال شاهکار بزرگ فصیح، «زمستان ۶۲» منتشر شد که به جرات می توان آن را در زمره ۱۰ اثر برتر ادبیات معاصر ایران قرار داد. در سال ۱۳۶۹، رمان «شهباز و جغدان» که آن نیز همچون درد سیاوش پیش از انقلاب نوشته شده بود و مجموعه داستان های «نمادهای دشت مشوش» منتشر شدند. در سال ۱۳۷۲، اسماعیل فصیح این بار با رمان عظیم «فرار فروهر» جامعه ادبی ایران را شگفت زده کرد. یک سال بعد «باده کهن» و «اسیر زمان» هم منتشر شدند که هر یک از جنبه ای، کار تازه ای در بین آثار فصیح محسوب می شوند. باده کهن فضایی متفاوت از سایر آثار فصیح دارد و اسیر زمان هم از این جهت که برخلاف سایر آثار فصیح، در مدت زمانی طولانی – و نه صرفا در مقطعی کوتاه از زمان- به تصویر کشیده شده متفاوت از سایر آثار اوست.
در سال ۱۳۷۵ رمان «پناه بر حافظ»، در سال ۱۳۷۶ رمان های «کشته عشق» و «طشت خون» ودر سال ۱۳۷۷ رمان «تراژدی کمدی پارس» و نیز «بازگشت به درخونگاه» منتشر شدند. سپس نوبت به «نامه ای به دنیا» رسید. اگر در تمامی آثار فصیح رنگی از مرگ را در انتهای داستان می بینیم، در نامه ای به دنیا، فصیح، مرگ را به ابتدای داستان آورده است. پس از آن «گردابی چنین هایل» منتشر شد. در سال ۸۳، «عشق و مرگ» که نزدیک ترین روایت به زندگی شخصی فصیح است منتشر می شود. پس از آن رمان «تلخکام» را می نویسد اما این رمان ۹ ماه در انتظار مجوز انتشار می ماند تا اینکه فصیح به دلیل فشار عصبی حاصل این ماجرا، به دلیل بروز عارضه مغزی در بیمارستان بستری می شود. بهار ۱۳۸۶ این اتفاق رخ می دهد و وقتی فصیح مرخص می شود، مجوز تلخکام را هم صادر می کنند.
اغلب داستان های فصیح دارای شخصیت اولی به نام جلال آریان است که برگرفته از زندگی واقعی فصیح است. همانگونه که اسماعیل فصیح، همسر نروژی خود را هنگام وضع حمل از دست داده و جلال آریان هم چنین خاطره ای را همواره با خود دارد. همانگونه که فصیح تحصیل کرده آمریکا و کارمند شرکت ملی نفت است، جلال آریان هم چنین وضعیتی دارد. این انطباق در «شراب خام» آغاز می شود، در «زمستان ۶۲» شدت می گیرد و در «عشق و مرگ» به اوج می رسد. فصیح به جز نگارش داستان و رمان، در ترجمه نیز فعال است. ترجمه های «وضعیت آخر» نوشته دکتر تامس آهریس، «ماندن در وضعیت آخر» نوشته خانم دکتر امی بی هریس و دکتر تامس آهریس، «بازیها» نوشته دکتر اریک برن و «خودشناسی به روش یونگ» نوشته دکتر مایکل دانیلز، مهمترین ترجمه های فصیح محسوب می شدند که به عنوان منابع درسی در رشته های روانشناسی، علوم تربیتی و جامعه شناسی در دانشگاه های ایران مورد توجه فراوان قرار دارند. از دیگر ترجمه های فصیح می توان از «استادان داستان» شامل ۳۰ داستان کوتاه از نویسندگان مشهور جهان و «رستم نامه» نوشته پروفسور ویلموت باکستون که شامل داستان هایی از شاهنامه فردوسی است و کتاب «شکسپیر» که شامل زندگینامه، مقدمه ای بر کل آثار شکسپیر و چکیده کلیه ۳۷ نمایشنامه اوست، نام برد. فصیح از فعال ترین نویسندگان معاصر است. اگر سال ۱۳۴۷ و انتشار رمان شراب خام را نقطه آغاز فعالیت های ادبی فصیح بدانیم، تاکنون که بیش از ۴۰ سال از آن تاریخ گذشته است ۳۰ کتاب شامل رمان، داستان های کوتاه و ترجمه از او منتشر شده است. کمتر نویسنده ای را می شناسیم که تا این حد فعال باشد والبته آثارش، هم مورد توجه عامه مردم و هم منتقدان قرار گیرد. از این جهت اسماعیل فصیح، راهی تازه در ادبیات ایران گشود که از این جهت تنها می توان مرحوم احمد محمود را تا حدی به او نزدیک دانست. فصیح اگر چه پرفروش ترین رمان های ادبیات معاصر ایران را نوشته اما پرفروش بودن این رمان ها هرگز موجب نشده تا او در ورطه عامه پسند نویسی بیفتد. آثار فصیح از چنان نثر و داستانی برخوردار است که هم خواننده عام را راضی می کندو هم بهانه را از منتقدان می گیرد. این موضوع در تمامی آثار فصیح صدق می کند اما در سه کتاب از آثار او آشکارتر است: شراب خام، ثریا دراغما و زمستان ۶۲.

سبک ساده و طنزآلود اسماعیل فصیح سبب شده که آثاری گیرا، پرکشش و عموماً پرمخاطب خلق کند. اسماعیل فصیح از نخستین نویسندگان ایرانی است که طبقه متوسط شهری و مناسبات شهری را وارد رمان فارسی کردند. او همچنین از نخستین نویسندگانی است که ــ در کتاب زمستان ۶۲ ــ به مسئله جنگ ایران و عراق پرداختند.

آثار فصیح همواره مورد استقبال کتابخوانان ایران بوده‌است، اما معمولاً کارهایش در بین منتقدان ادبی با استقبال جدی روبه‌رو نمی‌شد. برخی دیگر او را یکی از معدود نویسندگان ایرانی می‌دانند که هم در جذب مخاطبان خاص و هم مخاطبان عام موفق بوده‌است. بسیاری از داستان‌های فصیح در ارتباط مستقیم با تجربیات زندگی شخصی اوست. به گفته خودش «جلال آریان» در داستان «درد سیاوش»، شباهتی تمام با نویسنده دارد، چراکه در زندگی واقعی نویسنده هم آنابل کمبل، اولین همسر فصیح، سر زا رفت. عشق فصیح به آنابل و جوان‌مرگی همسرش تأثیری عمیق بر او و نوشته‌هایش گذاشت. آثار فصیح به گفته خودش از احمد محمود، محمدعلی جمال‌زاده و بزرگ علوی تأثیر پذیرفته‌است که خودش مستقیم به این مسئله اشاره کرده‌است. او همچنین علاقه زیادی به آثار صادق چوبک، فروغ فرخ‌زاد، و ارنست همینگوی داشت.

اسماعیل فصیح  که گهگاه در برنامه های آموزشی زبان تخصصی و گزارش نویسی صنعت نفت خدمت میکرد عاقبت در ٢۵تیرماه ١٣٨٨به علت مشکل عروق مغزی درگذشت تا صنعت نفت ادبیات ایران از نعمت گوهر دردانه ی دیگری محروم گردد…روحش شاد و یادش بر تارک ایران زمین جاودانه باد

٢١مهرماه ٩۵/بابک طهماسبی

image

 

ارسال دیدگاه

logo-samandehi