نرخ ارز و طلا

    در حال بارگذاری ...

نظر سنجی

عملکرد سایت چگونه بوده است ؟

نتایج

Loading ... Loading ...
کد خبر : 1987 تاریخ انتشار: ۳۰ / ۰۵ / ۱۳۹۵ - ۲۰:۳۰
Print This Post Print This Post ذخیره فایل ارسال به دوستان

ادب مرد به ز دولت اوست…دیوث نفتی نداریم اما از قرائن پیداست که دیوث رسانه ای داریم..!

ادب مرد به ز دولت اوست… با خود کلنجار بسیار رفتم که در پاسخ مطلب اهانت آمیز و دونی که یکی از سایت های معلوم الحال خطاب به مدیران پاکدست و شریف نفت منتشر ساخته و از لفظ بسیار زشت”دیوث نفتی!!” استفاده کرده بود..وقعی نگذارم چون اینگونه افراد لایق بحث و جدل صحیح و سالم […]

ادب مرد به ز دولت اوست…

با خود کلنجار بسیار رفتم که در پاسخ مطلب اهانت آمیز و دونی که یکی از سایت های معلوم الحال خطاب به مدیران پاکدست و شریف نفت منتشر ساخته و از لفظ بسیار زشت”دیوث نفتی!!” استفاده کرده بود..وقعی نگذارم چون اینگونه افراد لایق بحث و جدل صحیح و سالم نیستند و جواب ابلهان خاموشی ست…اما از آنجا که شاید باعث بدعت بد در فضای موجود گردد چند خطی در پاسخ نگارنده ی آن مطلب می نگارم…

وقتی “وغ وغ صاحاب ها” خود را ادبای رسانه و زعمای قوم بنامند …باید هم تیتر یک سایت تا بدین حد تنزل یابد که از کلماتی این چنین سخیف…در تیتر اخبار بهره جویند

کسی که از قضا سعی دارد خود را منتصب به نیروهای ارزشی هم نشان دهد چنان شأن قلم را به سخره میگیرد و با ادبیات چارواداری و چاله میدانی خود از لغاتی مذموم بهره می گیرد که خود نشان از فاصله ی کهکشانی این گونه افراد با ارزش ها و هنجارها می دهد؟!

نگارنده ی این مطلب هرکه باشد کاش سری به زندگی نامه ی روزنامه نگاران وارسته و بزرگان عرصه ی قلم در طول تاریخ بزند تا بفهمد که به اشتباه به این وادی رهنمون گشته و عرصه ی مقدس قلم جای لمپن ها و قلم بمزدان دون نیست

کسی که به خود اجازه می دهد به دیگران چه بجا و چه نابجا…لقب چنان زشتی بدهد بی گمان خود لایق چنین لقبی بوده و مخاطب خود با کوچکترین مقایسه و تامل میفهمد…که نویسنده رجاله ای ست که در این وادی به طمع آب و نانی آمده و از هول حلیم به چاه ویل دیگ سرازیر گشته است..

در پایان مطلب موهن این سایت نیز تهدیداتی درج شده بود …که باید نیک بداند که زیره به کرمان آورده است و در صورت تکرار چنین مطالب سخیف و دون شأن رسانه…پاسخی درخور شأن نگارنده و در جواب آنچه بداخلاقی رسانه ای و کژ اندیشی اجتماعی می نامم منتشر خواهد گشت

و اما روی سخن اصلی من ….

با مدیران و کسانی است که منتصب به این سایت بوده و همه آنها را یاران و نزدیکان این سایت میشناسند؟!و مدعی پایبندی به اخلاقیات و هنجارها هستند…

شما که از قضا به رفت و آمد به تهران هم اشتهار دارید…!و خود را عاشق سینه چاک مملکت می دانید و این روزها مبدل به دایه های ی مهربان تر از مادر نیز گشته اید…

شما چرا بعد از انتشار این مطلب دون و موهن از این سایت و نگارنده ی مطلب با انتشار بیانیه ای تبرا نجستید؟!و اعلام انزجار نکردید؟!

آیا اگر آنکس که با شما و تفکر تندروی تان همراه است رفتاری چنین زشت و ألفاظی چنین ناروا بکار برد…باز هم مورد تأیید و حمایت شماست؟!

اگر چنین است…؟! وای بر مملکتی که دلسوز آن شمایانید…

کاش بجای انتشار شبانه روزی بیانیه و شبنامه…گاهی نیز به درون نگری و خودنگری بپردازید …و به وجدان خود مراجعه کنید…شاید به نتیجه ای غیر از آنچه تا کنون رسیده اید برسید …

اشکی از شاخه فرو ریخت…

مرغ حق ناله ی تلخی زد و بگریخت…

ارسال دیدگاه